آذرباکسآذرباکسساقی باکس
 
هیچ پیوندی وجود ندارد .

نظرسنجی
نام کاربری :
رمز عبور :
:: بازدیدهای امروز : 89
:: بازدیدهای دیروز : 183
:: بازدیدهای هفته : 1521
:: بازدیدهای ماه : 8740
:: بازدیدهای سال : 44361
:: کل بازدیدها : 305485
:: کاربران آنلاین : 0 نفر
:: میهمان های آنلاین : 18 نفر
:: کل اعضا : 7 عدد
:: کل مطالب : 139 عدد
:: کل نظرات : 2881
   

برای ویرایش این متن به بخش تنظیمات قالب در کنترول پنل مراجعه کنید

تبلیغات
آخرین پست های انجمن
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
زندگی ساده خانم بازیگر: من در شب عروسی ام آرایشگاه نرفتم!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:26 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )

زندگی ساده ژاله صامتی

ژاله صامتی با اشاره به لزوم حمایت از کالای ایرانی گفت: من به خاطر مسئله انسانیت و همدلی با هموطنانم، ترجیح می‌دهم از تولید ملی و کالای داخلی استفاده کنم، اما علت پایین بودن کیفیت برخی از کالای های ایرانی را باید به صورت ریشه ای بررسی کنیم.

وی ادامه داد: افرادی که در رأس امور اجرایی در کشور هستند وقتی کار خودرا درست انجام ندهند و مدیری که در کارخانه برای کار دل نمی‌سوزاند، طبیعتاً عدم اعتماد و همدلی را به همراه دارد، بنابراین با همدلی و مسئولیت پذیری می‌توانیم تولیدات بسیار خوبی داشته باشیم، چرا که ما در ایران افراد متخصص و خلاق بسیار زیادی داریم.

* عدم مدیریت باعث می‌شود تولید کننده ایرانی برچسب خارجی بر جنس خود بزند

این بازیگر سینما و تلویزیون گفت: هیچ تولید کننده‌ای دوست ندارد به کار تولیدی خودش برچسب خارجی بزند و آن را بفروشد اما شرایط طوری پیش می‌رود که او مجبور به این کار می‌شود؛ ما خودمان وقتی یک بافتنی با کیفیت می‌دوزیم، دوست داریم آن را به همه نشان دهیم، طبیعتاً وقتی تولید کننده‌ای برچسب خارجی بر روی جنسی می‌زند، حال خوبی ندارد. همه این ها به علت عدم مدیریت درست است.

وی با انتقاد از عدم حمایت از تولیدات داخلی گفت: اگر می‌خواهیم در زمینه تولید داخلی رشد کنیم می بایست یک حمایت همه جانبه از یک ارگان و یا سازمان بزرگ صورت بگیرد؛ برای نمونه کارگر ایرانی باید دارای وجدان کاری باشد، برای اینکه این وجدان در او تقویت شود باید از همه لحاظ تامین باشد، وقتی این کارگر یا کارخانه دار نمی‌تواند مواد اولیه خود را به راحتی و با قیمت مناسب تأمین کند، برای همین گاهی مجبور می‌شود کم فروشی کند، همه این‌ها منوط به این است که دولت فروشنده و تولیدکننده را حمایت کند.

* موج گرایش به اشرافیت بعد از جنگ تحمیلی شروع شد

وی افزود: متأسفانه در جامعه ما اشرافیت و فاصله طبقاتی نمایان شده است. شرایطی به وجود آمده که طبقه آخر از لحاظ فرهنگی در طبقه اول اقتصادی قرار گرفته و طبقه اول و فهیم فرهنگی، جز طبقات آخر اقتصادی تلقی می‌شود. این ها همه به خاطر یک سری آدم های تازه به دوران رسیده‌ای است که قبل از آنکه فرهنگ یک چیزی را یاد بگیرند در معرضش قرار می‌گیرند، این فوج گرایش به  اشرافیت برای امروز نیست بلکه از بعد از جنگ تحمیلی شروع شد که متأسفانه تبعات زیادی به همراه داشته است.

ژاله صامتی ادامه داد: عدم مدیریت درست، باعث شده است که هر کسی سر جای خودش نباشد. حرف من اصلا سیاسی نیست بلکه یک واقعیت را می گویم، هر کسی با هر تخصصی می‌تواند سر جای خود مشغول باشد اما چون امکانش وجود ندارد این امر محقق نمی شود.

*در مرکز شهر زندگی میکنم، ساده پوشی را دوست دارم، اغلب با مترو اتوبوس تردد می‌کنم، درعروسی خود آرایشگاه هم نرفتم  

این بازیگر سینما و تلویزیون در پاسخ به تجمل گرایی و تفاخر در بین برخی از بازیگران گفت: من انسانی ساده پوش و ساده گردی هستم. در مرکز شهر زندگی می‌کنم، نزدیک به نصفی از رفت آمد های من با مترو و اتوبوس تاکسی است. دوست دارم با مردم معاشرت و رفت امد داشته باشم. به نظرم یکسری کمبودهای باعث می‌شود که یک شخصیتی که در مدت زمانی که در رفاه است بدون آینده نگری سعی کند از تمام امکانات خود برای فخر فروشی استفاده کند.

وی ادامه داد: به عنوان نمونه برای من غیر قابل فهم است که کسی برای یک شب عروسی هزینه های زیاد می‌کند، چه فرقی میکند که 2 نوع غذا در عروسی باشد یا 20 نوع غذا، مهم این است افرادی که آنجا هستند خوشحال و شاد باشند. شاید برایتان تعجب اور باشد، اما من در عروسی خودم حتی آرایشگاه هم نرفتم.

*اگر بدانیم یک روزی قرار است این دنیا را ترک کنیم دیگر مال اندوزی نمی‌کنیم

ژاله صامتی گفت: به نظرم بهترین راه حل این است که یادمان نرود از کجا آمده ایم و قرار است به کجا برویم، من با تازگی در خرداد ماه پدرم را از دست دادم. پدر من همیشه هم در محل کار و هم در خانه مدیر بود، اما هیچ کدام از این عنوان ها برای او نماند. همان روز در همان قطعه بهشت زهرا شاید نزدیک 20 نفر مثل ما عزیزشان را ازدست داده بودند.

این بازیگر سینما و تلویزیون گفت: آن روز فکر می‌کردم که اگر ما بدانیم و باور کنیم که یک روزی از از این دنیا می‌رویم، دیگر نه دل کسی را می‌شکنیم، نه دنبال مال اندوزی می‌رویم، نه پشت سر کسی صحبت می‌کنیم، در واقع به قاعده رفتار می‌کنیم؛ من مثالی دارم که همیشه می‌گویم، فرض کنیم  از تهران به سمت  اراک حرکت می‌کنیم، این دنیایی که زندگی می‌کنیم  شهر قم است، در واقع  به هر حال هر چه قدر هم در قم بایستیم باید از آن عبور کنیم و  یادمان نرود که از تهران راه افتاده‌ایم و باید در نهایت در اراک مستقر شویم.

وی ادامه داد:  ما در این دنیا آمده هایم که به نورانیت دست پیدا کنیم و بعد به جهان دیگر برویم، در واقع روح خامی را با خودمان آورده ایم تا در این دنیا پخته شود؛ مأموریتمان این است که  کارهای  خوب و خدا پسندانه یاد خودمان بدهیم و به چیزهای خوب فکر کنیم؛ ما یک بخش ناچیز و کوچک از یک بخش عالی هستیم و برای رفتن و رسیدن به این بخش عالی باید آنقدر تمیز و نورانی باشیم که وقتی به آن جهان می‌رویم سربلند باشیم.



دعوت بازیگر سریال پریا به شبکه جم! بیا و با هر مبلغی خواستی قرارداد ببند!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:24 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 6 )



 امیرحسین آرمان بازیگر سریال پریا ادعا کرد که از طرف شبکه جم پیشنهاد همکاری دریافت کرده است!

 امیرحسین آرمان بازیگر سریال پریا

سریال «پریا» را می‌توان یک از اتفاقات خوب تلویزیون در چند سال اخیر دانست که در آن به برخی از معضلات مهم جامعه پرداخته است. از روابط خانوادگی و درک متقابل والدین و فرزندان و عشق و ازدواج نامتعارف گرفته تا پرداختن به بیماری ایدز که یکی از مسائل مهم جامعه امروزی محسوب می‌شود. در این سریال سهیلی‌زاده تابو شکنی کرده و با یک گروه حرفه‌ای و متفاوت کار را به سرانجام رسانده است.
 
امیرحسین آرمان بازیگر فیلم‌ها و مجموعه‌هایی چون شیفت شب،‌ یه حبه قند، در امتداد شهر، من مادر هستم، سرزمین کهن و کیمیا یکی از بازیگران اصلی این سریال است که نقش جوانی به نام کیوان را بازی می‌کند. جوانی که ناخواسته به بیماری مهلک ایدز مبتلا می‌شود و همه چیز در زندگی‌اش تحت الشعاع این بیماری قرار می‌گیرد. آرمان با بازی در این سریال یکی از متفاوت‌ترین نقش‌هایش را تجربه کرد. ضمن این که در کنار بازیگری، قرار است تا در حوزه موسیقی نیز حضور فعال داشته باشد. وی در گفتگویی کوتاه توضیحاتی هم درباره نقشش هم درباره پیشنهاد شبکه جم داده است.
 
تا امروز چه فیدبکی از مخاطبان این سریال گرفته‌اید؟
 
خوشبختانه سریال دیده شده است. من معتقدم که مردم دوست دارند سریال‌های تلویزیون خودمان را ببینند. یعنی اگر ماهواره بهترین سریال‌های خارجی روز را هم پخش کند، باز هم مردم دوست دارند سریال‌های خودمان را ببینند. البته اگر مثل «پریا» سریال‌های خوب ساخته شود و تلویزیون سریال‌های آموزنده از این دست بسازد.
 
چقدر شناخت خودتان از بیماری ایدز با این سریال بیشتر شد؟

من پیش از آنکه فیلمنامه را بخوانم، خب شناخت کمی از این بیماری داشتم، اما با این کار توانستم آگاهی بیشتری کسب کنم.
 
پس شما معتقدید که اگر تلویزیونی آزادی عمل بیشتری به کارگردان و نویسنده در طرح موضوع بدهد، این نوع سریال‌ها هم در جامعه تأثیر گذار است و هم می‌تواند مخاطبان را به خود جذب کند؟
 
صد در صد. البته در هر کاری خطوط قرمز وجود دارد. در این سریال هم وجود داشت. اما همین که این موضوعات در تلویزیون مطرح شد، می‌تواند اتفاق خوبی باشد. مردم هم دوست داشتند و برایشان عجیب بوده که این مسئله را در تلویزیون مشاهده می‌کنند. من هنوز چهل درصد پولم را طلب دارم. حالا که بحث به اینجا رسید، خوب است این را هم بدانید که تهیه‌کنندگان محترم یک بند جدید به قراردادهای سریال‌ها اضافه کرده‌اند. مبنی بر اینکه ما در صورتی می‌توانیم دستمزد شما را بپردازیم که تلویزیون پول ما را بدهد. بنابراین تهیه‌کننده‌ها در عمل هیچ تعهد مالی به بازیگران ندارند. ما هم نمی‌توانیم به هیچ کجا اعتراض کنیم.

خب همین شرایط باعث می‌شود که برخی از بازیگران جذب شبکه‌های ماهواره‌ای شوند.
 
بله. اتفاقاً من هم از شبکه جم پیشنهاد کار دارم. به من گفته شده که در همین زمانی که سریال «پریا» پخش می‌شود، به ترکیه مهاجرت کنم و با آنها هر مبلغی که می‌خواهم،‌ قرارداد ببندم که من نپذیرفتم.
 
شما پیش از «پریا» هم تجربه بازی در سریال داشته‌اید. اما با این کار بیشتر دیده شده‌اید. این اتفاق در تصمیم‌گیری شما برای ادامه روند کاری‌تان تأثیر‌گذار است و یا ترجیح می‌دهید در سینما بیشتر حضور داشته باشید؟
 
من از زمانی که کارم را با سینما آغاز کردم، پیشنهاد سریال هم داشتم. اما همیشه سعی کردم کاری نکنم که وقتی بازی خودم را می‌بینم، شرمنده شوم. بنابراین نقش‌هایی که در سریال‌های «کیمیا» و «پریا» بازی کردم، این قابلیت را داشت که من سرم را بالا بگیرم و از انتخاب بازی‌ام پشیمان نیستم و به دلیل اینکه تمام توانم را به کار گرفتم، از بازی خودم راضی‌ام.



خانم بازیگر: بازی در این فیلم به اندازه زایمان درد داشت!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:23 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 3 )

مریم پالیزبان بازیگر فیلم لانتوری

مریم پالیزبان که برای اولین بار در فیلم «نفس عمیق» پرویز شهبازی به عنوان بازیگر جلوی دوربین رفت، بعد از آن کمتر به حرفه بازیگری پرداخت و ترجیح داد در کشور  آلمان ادامه  تحصیل دهد و مدرک دکترای فلسفه و علوم انسانی با گرایش مطالعات تئاتر را را اخذ کند و به استخدام مرکز فرهنگ و ادبیات برلین درآید. اما او به تازگی با بازی در فیلم «لانتوری» دوباره مورد توجه قرار گرفته و در فیلم جدید علی احمد زاده «پدیده» هم به ایفای نقش پرداخته است.

پالیزبان در گفت‌وگویی در باره فعالیت‌های هنری خود قبل از بازی در فیلم «لانتوری» می‌گوید: «قبل از ساخت «لانتوری» می‌خواستم یک فیلم سینمایی کارگردانی کنم. اما تصمیم گرفتم به خاطر بازی در «لانتوری» آن را عقب بیندازم. باز همزمان با «لانتوری» درگیر بخش نهایی یکی از پروژه‌های تحقیقاتی مرکز فرهنگ و ادبیات برلین بودم، اما تصمیم گرفتم مرخصی بگیرم و تجربه بازی چنین نقشی را از دست ندهم.»

او همچنین درباره قبول کردن نقش مریم در فیلم «لانتوری» توضیحات جالبی را ارائه می‌کند و می‌گوید در ابتدا برای پذیرتن این نقش مردد بوده است: «وقتی رضا درمیشیان فیلمنامه را برایم فرستاد تا دو روز شک داشتم و جواب ندادم. از خودم می‌پرسیدم واقعا می‌خواهی این بلا را سر خودت بیاوری؟ با بازی دراین فیلم با بزرگترین ترس‌های درونی‌ام رو به رو می‌شدم. ولی این را هم می‌دانستم که اگر آدم‌ها با ترس‌هایش رو به رو نشوند نمی‌تواند هیچ قدمی درون خودش بردارد.»

اما اولین نمایش فیلم «لانتوری» در سی و چهارمین جشنواره فجر، با بازخوردهای متفاوتی روبرو شد. بسیاری از منتقدان معتقد بودند که این فیلم اصلا زبان سینما را رعایت نکرده و از آن نمی‌توان به عنوان یک فیلم سینمایی یاد کرد، برخی دیگر هم به دلیل سوژه جسارت آمیزی که «لانتوری» دارد، این فیلم را ستودند. اما پالیزبان درباره بازخورده‌هایی که این فیلم در جشنواره فجر به وجود آورد، می‌گوید: «بازخوردهایی که «لانتوری» در جشنواره فیلم فجر داشت خیلی سیاه و سفید بود. من با این بازخوردها در هیچ جشنواره دیگر مواجه نشدم. اما فیلم در جشنواره فجر به عنوان یک بیانیه دیده شد و قالب چند صدایی‌اش نادیده گرفته شد. انگار عادت کرده‌ایم فیلم‌های تک صدایی یا حداکثر دو صدایی باشد. در صورتی که «لانتوری» یک فیلم به شدت چند صدایی است و به نظر من نقطه قوتش در همین است. برایم جالب بود اکثر نقدهای منفی به چیزهایی اشاره داشتند که جوابش را از دهان یکی از آدم‌های فیلم می‌شود شنید. متر سلیقه برای تخریب یک اثر هنری که حاصل کار و زحمات یک گروه بزرگ است، بسیار مسئله برانگیز است. می‌شود فیلم را دوست داشت یا نداشت اما بر اساس این حس دوست داشتن قضاوت کردن همیشه مشکل ساز است. در هر حال «لانتوری» فیلمی است که موضوع تلخ و پرداختی سنگین و چند لایه دارد و ساختنش هم بسیار سخت بوده، پس قطعا مخاطبش را بدون تاثیر رها نخواهد کرد.»

سخت‌ترین قسمت بازی پالیزبان در «لانتوری» را می‌توان یک سوم پایانی این فیلم عنوان کرد. او در بخش‌های پایانی فیلم، نقش یک قربانی اسید پاشی را ایفا کرد و با گریم بسیار سنگینی که روی صورت او پیاده شد، جلوی دوربین رفت. این بازیگر در مورد تجربه بازی در بخش‌های پایانی این فیلم که باعث شد عملا هیچ یک از اعضای صورتش مشخص نباشد، توضیح می‌دهد: «تو به عنوان بازیگر وقتی از صورت و از نگاهت هنگام بازی کردن نمی‌توانی استفاده بکنی، با تجربه خیلی دشوارتری مواجه می‌شوی. بازیگران زن در سینمای ایران بیشتر از هر چیزی به چهره خود متکی هستند و وقتی در فیلمی مثل «لانتوری» این امکان هم از بازیگر سلب می‌شود من به عنوان بازیگر با تجربه عجیبی مواجه می‌شوم. این فرآیند هنگام بازی کردن در «لانتوری» خیلی برای من غریب و غیر منتظره بود. در آن وضعیت مهم‌ترین جزء صورت شاید دهان من بود که بخشی از آن دیده می‌شود. حتی وقتی دوربین نزدیک است گاهی آب دهانم هم دیده می‌شود. من سعی کردم در سکانس‌هایی که صورت دفرمه شده و میمیک در آن وجود نداشت از فرم دادن به دهان استفاده کنم و کنترل بیشتری روی آن داشته باشم. از طرف دیگر در یک سوم انتهای فیلم گریم صورت اسید پاشی شده را در جای دیگری غیر از لوکیشن اصلی انجام می‌دادیم و من بعد از انجام آن به محل فیلمبرداری می‌رفتم. به هیچ وجه تلاش نمی‌کردم در این مسیر صورت مریم فرنامی را پنهان کنم، بلکه فیزیک بدنم را هم متناسب با آن تغییر می‌دادم. یعنی در قالب یک آدم مریض وارد لوکیشن می‌شدم. چشم‌هایم هم تمام مدت بسته بود و چیزی نمی‌دیدم. اما سنگین شدن فضا و صدای نفس‌های اعضای گروه را حس می‌کردم. گاهی با من حرف می‌زدند و سعی می‌کردند دستم را بگیرند. من به این صداها و لمس‌ها حساس شده بودم. این صداها و لمس‌های لحظه‌ای قرار بود کمک کند تا آن موقعیت قابل تحمل تر بشود. اما تاثیری نداشت. چون لازم بود تمام روز گریم را حفظ کنم و تا وقتی نور بود فیلمبرداری می‌کردیم. من حتی نمی‌توانستم برای استراحت از زیر ماسک بیرون بیایم. گاهی دچار این وحشت می‌شدم که ماسک برای همیشه روی صورتم بماند و روی بازی و رفتارم تاثیر می‌گذاشت. با این‌که همه اعضای گروه و همین طور خودم می‌دانستیم که آن شخصیت ساختگی است،‌اما پیچیدگی و سنگینی موقعیتش همه چیز را تحت الشعاع قرار می‌داد.»

پالیزبان در پایان تاکید می‌کند که بازی در نقش یک قربانی اسیدپاشی به قدری برای او  دردآور بوده است که آن را با درد زایمان یکسان مقایسه می‌کند: «علاوه بر گریم سنگین گاهی لازم بود تمام روز روی تخت بیمارستان بدون حرکت دراز بکشم و این بی حرکتی بی نهایت درد آور بود. من در زندگی‌ام تجربه زایمان را داشتم و بازی در این نقش از نظر درد فیزیکی و روحی دست کمی از آن نداشت. از طرفی  به خاطر طولانی شدن زمان فیلمبرداری پسرم و همسرم مجبور شدند به برلین برگردند و من به شدت از این دوری رنج می‌کشیدم و وقتی صدای کودکانی که در بیمارستان محل فیلمبرداری بودند را می‌شنیدم، صدای گریه و ناله به شدت به هم می‌ریختم اما به خاطر حضور ماسک، انگار ارتباط من با دنیای بیرون قطع شده بود، فقط صدا و لمس دست‌ها. من سعی کردم این درد را به شخصیت مریم هم منتقل کنم و رنج فزاینده‌اش را به نمایش بگذارم. مریم مثل آدمی است که به صورت اژدها نگاه کرده. نمی‌شود به اژدها نگاه کنی و نسوزی. اما او بر ترسش غلبه می‌کند و همین باعث زیبایی و قدرتش می‌شود.»



معروف ترین بازیگران زن و مرد که بخاطر فساد در سینما و تلویزیون بیکارند!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:22 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 7 )



فساد در سینما و تلویزیون موضوعی است که با اعتراض بسیاری از هنرمندان و بازیگران زن و مرد همراه شده است. نگاهی می کنیم به موضوع فساد در سینما.

فساد در سینما و تلویزیون

مافیا در سینما و تلویزیون، انتخاب بازیگر در مهمانی ها و دورهمی های تهیه کننده ها، پیشنهادهای غیراخلاقی و هزاران گلایه دیگر، حرف هایی هستند که این روزها از زبان بعضی از بازیگران که از صحنه به دور مانده اند و پیشنهاد بازی نداشته اند، شنیده می شود.

آنها که ادعا دارند تمام بیکاری های شان به خاطر بی اخلاقی های عرصه هنر است و نه آن چیزی که شاید نامش را تلاش یا شایستگی کمتر می شود گذاشت. بازیگرانی که اغلب در روزگار اوضاع اقتصادی خوب تلویزیون و با سریال های نود قسمتی چهره شدند اما حالا و در دوران رکود و بی پولی صدا و سیما به بن بست خورده اند و دائم این بیکاری را به همه چیز ربط می دهند و غر می زنند. از بی اخلاقی می گویند و دلیل بیکاری شان را تنها و تنها «نه» گفتن به پیشنهادهای غیراخلاقی تهیه کننده ها ذکر می کنند.

در این میان اما بعضی از بازیگران هم هستند که از این غر زدن ها آشفته می شوند و مثل رویا تیموریان می گویند این مسائل مثل مسائل خانوادگی است که باید درون خانواده سینما و تلویزیون حل شود و نباید به بیرون درز پیدا کند؛ یا مثل ستاره اسکندری از همکاران شان گله می کنند که «بازیگران تا وقتی سر کار هستند و شرایط خوب است، اعتراض نمی کنند اما به محض اینکه بیکار می شوند شروع به غر زدن کرده و حرف های عجیب و غریب می زنند که فساد، سینما و تلویزیون را پر کرده است.»

پرستو صالحی

از مین هنرپیشه های زن، او اولین نفر بود که درباره بی اخلاقی های بعضی از تهیه کننده ها نوشت و با مصاحبه ای که با خبرگزاری فارس انجام داد، جرقه اعتراض ها و انتقادهای اینچنینی بعد را زد. بازیگر سریال «زیر آسمان شهر» در فروردین سال 91 در فیس بوکش نوشت: «به یک تهیه کننده سرشناس از سر درد دل گفتم دلم یه کار طولانی می خواد. گفت: اونی ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی می خواد... من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسان هایی که بی درخواست و نیاز و ... فقط و فقط به کارشون فکر می کنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی رو با ناحیه 10 قدیم تهران اشتباه گرفتن...»

صالحی پس از این نوشته دیگر در فیلم و سریالی دیده نشد. او پیش از آن، بازی در فیلم های کارگردانانی مثل بهمن فرمان آرا، مسعود کیمیایی، فرامرز قریبیان در سینما و قاسم جعفری، حسن هدایت، جواد رضویان، مهران غفوریان و ... در تلویزیون را در کارنامه اش داشت.


فقیهه سلطانی

موج جدید صحبت درباره مافیا و فساد، بعد از خروج بازیگر درجه سومی مثل صدف طاهریان از کشور شکل تازه ای به خود گرفت. این بازیگر که با بازی در نقش های فرعی بعضی فیلم های تجاری به عرصه سینما معرفی شده بود، بعد از خروجش از کشور درباره پیشنهادهای غیراخلاقی در فضای سینما و تلویزیون ایران به بازیگران زن گفت. پس از او فقیهه سلطانی، بازیگر سینما و تلویزیون با تایید بخشی از سخنان صدف طاهریان نوشت: «خانم صدف طاهریان ... حرف های شما در مورد عده زیادی از دست اندرکاران سینمای ما متاسفانه، متاسفانه و متاسفانه، کاملا درست و مورد تایید است.»

بازیگر فیلم صورتی پس از این هم بیکار ننشست و نامه ای را که به امضای 30 نفر از بازیگران زن تلویزیون رسیده بود منتشر کرد. نامه ای که ماه ها قبل برای مدیران ارسال شده بود اما تا زمانی که در یک روزنامه منتشر نشد، اثری نداشت. بعد از انتشار این نامه، اصغر پورمحمدی در جلسه ای با این بازیگران برای حل مشکلات آنها قول های مساعدی داد.

در بخشی از این نامه سرگشاده، خطاب به معاون سیما آمده بود: «امیدواریم شما برادر عزیز علت حضور این افراد را در لباس مقدس بازیگر که روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود، بدانید... امیدواریم شما برادر عزیز از پشت صحنه ناسالم و غیرمطلوب اکثر پروژه های تلویزیونی باخبر باشید. از روابط آلوده و مافیای قدرتمند عده ای بی صلاحیت و شهوت پرست که روز به روز به نفوذ و قدرت ایشان برای وارد کردن چنین افرادی در صحنه مقدس تلویزیون اسلامی افزوده می شود، مطلع باشید...!»


السا فیروز آذر

فیروز آذر که بازیگری را از هفت سالگی با بازی در فیلم های خاله اش، تهمینه میلانی آغاز کرده بود، غیر از میلانی تنها با قاسم جعفری، علی عبدالعلی زاده و ابوالحسن داودی همکاری کرده. او در گفتگویی درباره بی اخلاقی در فضای سینما گفت: «با عده بسیاری از کارگردانانی روبرو هستیم که به جای آنکه بازیگران شایسته را در تئاتر یا فیلم های شایسته و کلاس های آموزشی جستجو کنند یا حداقل با تست گرفتن و آگاهی از استعداد افراد، آنها را شناسایی کنند، در محافل و مهمانی ها به دنبال کشف بازیگر هستند که مسلما به این بی اخلاقی دامن می زنند.

برای این قبیل کارگردانان فرق نمی کند که طراح صحنه یا فیلمبردار و سایر عوامل چه میزان خلاق و حرفه ای هستند بلکه بیشتر حواشی کار برای شان مطرح بوده و در این اندیشه اند که تا چه میزان این افراد زیر دست می توانند کمبودهای روحی، روانی، جنسی و مالی آنها را تامین کنند.» او از سال 89 تا امروز جلوی دوربین هیچ کارگردانی حاضر نشده است.


ساناز سماواتی

این بازیگر که مدت هاست در فیلم و سریالی دیده نشده، درباره علل این کم کاری می گوید: «اوضاع الان با بیست و خرده ای سال پیش متفاوت شده. من با تحصیلاتی که داشتم وارد این حرفه شدم و الان شما می بینید یک شبه یک آقا پسر یا یک خانم یا پول می دهد نقش را می خرد یا با حضور در مهمانی ها و پارتی ها وارد پروژه ها می شود. اکثر فیلم ها این طور شده. تهیه کننده نقش را می فروشد، می گوید من 300 میلیون برآورد بودجه ام است، 100 یا 150 میلیون می گیرم دو نقشم را می فروشم. الان در این حرفه ملغمه ای شده که من ترجیح می دهم کار نکنم چون کار هم که می کنی، پول نمی دهند.»


مرجان محتشم

محتشم نیز از دیگر بازیگرانی است که خود را از حرفه بازیگری کنار کشیده است و می گوید از طریق طراحی داخلی امرار معاش می کند. بازیگر سریال پربیننده «پس از باران» در این زمینه می گوید: «محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را به دست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شده اند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست. جایی برای کسانی که بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه سینما فعالیت سالم داشته باشند نیست و متاسفانه برعکس، کسانی که تن به ارتباطات نامشروع می دهند، در این عرصه بالا می روند.»


صبا کمالی

صبا کمالی نیز چندی پیش در اعتراض به وضعیت حال حاضر سینمای ایران از فعالیت های هنری انصراف داد. این هنرپیشه سینما گفت: «من وقتی وارد این عرصه شدم شرایط خیلی محترمانه تر بود. اوضاع هنر نسبت به چند سال اخیر چه از نظر مالی و چه از نظر اخلاقی خیلی بهتر بود ولی چند سالی است که شرایط به گونه دیگری است. امیدوارم شرایط درست شود اما باید بگویم که من بابت هر جواب ردی که به پیشنهاد وقیحانه تهیه کنندگان داده ام آنها مرا پنج سال به عقب پرت کردند. یک مشت موجودات حقیر که اسم دیگری را روی آنها نمی توان گذاشت.»


شاهرخ استخری

بازیگر سریال دلنوازان از معدود آقایان بازیگر است که درباره این مسائل حرف زده است. او که کارش را با بازی در چند فیلم و تله فیلم آغاز کرد و سپس با سریال تلویزیونی دلنوازان به شهرت رسید، درباره ابتذال در سینما گفت: «خیلی از جاها دعوت شدم که نرفتم. اگر می رفتم شاید بد هم نمی شد. آنقدر این حاشیه ها را بلد هستم که همین الان یک بازیگر جوانی که اول راه است و حاضر است هر کاری بکند، به من نشان بدهید تا به او بگویم چه کار کند تا بتواند ستاره سینما شود. خیلی هم نیاز به استعداد ندارد، شاید یک خانه مجردی به کارش بیاید.»



چرا داعش از حرف "میم" وحشت دارد؟!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:17 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )



 عناصر داعش پس از مشاهده حرف "میم" بر ورودی منزل یکی از سرکردگان خود در شهر موصل، به حال آماده باش درآمدند و 3 جوان عراقی را به اتهام توطئه برای ترور عناصر این گروه دستگیر کرده است.

حرف "میم" نماد توطئه علیه تروریست های داعش

منبعی در شهر موصل که خواست ناشناس بماند، در گفتگو با پایگاه "سومریه نیوز" عراق، اعلام کرد: "افرادی ناشناس حرف میم را روی درب خانه یکی از سرکردگان داعش، به نام ابوالقعقاع، در منطقه القاهره در شرق شهر موصل نوشته اند که همین امر آرامش را از داعشی ها ربوده است". این منبع افزود: "گروهی مردمی در شهر موصل برای ترور اعضای داعش فعال شده است. داعشی ها می ترسند که همین گروه حرف میم را روی درب خانه ابوالقعقاع نوشته باشد تا در آینده او را ترور کند.

گروهی مردمی در شهر موصل به نام "گردان های موصل" علیه داعش فعال شده است. این گروه حرف میم را روی دیوارها و منازل داعشی ها می نویسد.حرف میم اولین حرف کلمه "مقاومت" است که روی دیوارهای برخی از محله ها و مناطق موصل نوشته شده است.

این منبع اعلام کرد: "نوشتن شعارهای ضد داعشی در موصل افزایش یافته است و داعش از این اتفاق بسیار نگران است. عناصر این گروه نگران اند که مردم شهر با کمک ارتش عراق بساط حکومتشان را بچینند".

فعالیت های ضد داعشی در استان نینوا افزایش یافته است و داعش برای ترساندن مردم برخی افراد را در ملأعمومی اعدام می کند. از سوی دیگر، ارتش عراق پیروزمندانه به سوی موصل پیشروی می کند. شمار زیادی از سرکردگان داعش درعملیات نیروهای عراقی به هلاکت رسیده اند.

 

منبع : جام نیوز/العالم



فیلم کشف کارگاه تولید شامپوی تقلبی، آه از نهاد آدم بلند می‌کند اما...
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:16 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )

بازار گرم قوطی‌های خالی شامپو

تماشای فیلم کشف کارگاه تولید شامپوی تقلبی، آه از نهاد آدم بلند می‌کند. برندها، شناخته شده‌اند. از همان‌ها که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند چند هزار تومان بیشتر هزینه کنند تا به جای شامپوی وطنی، خریداری‌شان کنند. دلیل‌اش؟ بهتر پاک می‌کنند، باعث ریزش مو نمی‌شوند، تقویت کننده‌اند، تنوع‌شان هم خیلی بالاست. این، عقیده مشتری‌هاست و همین اعتقاد راسخ است که آنها را به سمت خرید شامپوی خارجی سوق می‌دهد. گاهی تا آنجا که بدون هیچ کنکاش و دقتی، تنها با مشاهده برند مورد نظر، محصول را چشم بسته خریداری می‌کنند.

 یک کارگاه نمور و تاریک اطراف شهر با چند دستگاه زهوار دررفته و یکی دو کارگر ساده کفایت می‌کند. مایع سیالی که توی قوطی‌ها پر می‌شود، معلوم نیست از چه چیزی تهیه شده. چربی مرغ، روغن پالم، پارافین مایع یا هرچیز دیگری.

راسته شلوغ بازار، حواس آدم را از خیلی چیزها پرت می‌کند. هرکسی سرش گرم کار خودش است. مشتری‌ها ویترین‌ها را در جست‌و‌جوی کالای مورد نظرشان، ورانداز می‌کنند. توی این شلوغی کسی حواسش به معاملات مخفی گوشه و کنار بازار نیست. کسی سه کیسه بزرگ ضخیم مشکی را کنار پایش گذاشته و با مرد دیگری که مقابلش ایستاده، مشغول صحبت است. محتویات کیسه‌ها معلوم نیست. مگر آن وقتی که قوطی خالی شامپو از درز گره یکی از کیسه‌ها پایین می‌افتد. از کجا می‌فهمم خالی است؟! صدای برخورد قوطی به زمین. به همین سادگی. خرید و فروش قوطی‌های خالی شامپو در روز روشن! آدم یک لحظه به تمام شامپوهای خارجی که تا حالا خریده شک می‌کند.

امیر، پخش‌کننده لوازم آرایشی بهداشتی حرف‌های جالب توجهی در این باره دارد: «کارگاه‌هایی اطراف تهران هستند که زیرزمینی فعالیت می‌کنند. کارشان تولید شامپوهای تقلبی است. محتویات تولید شده را یا داخل قوطی‌های خالی می‌ریزند یا خودشان قوطی تولید می‌کنند. البته قوطی‌های تقلبی را با کمی دقت می‌توان تشخیص داد. به هرحال کیفیت پایینی دارند. کارگاه‌هایی که قالب‌ساز دارند، می‌توانند قوطی‌های تقلبی تولید کنند اما به خاطر اینکه کار برایشان ارزان تمام شود، از مواد درجه چندم استفاده می‌کنند که کیفیت کار را پایین می‌آورد.

یک راه دیگر هم برای تشخیص شامپوهای تقلبی وجود دارد؛ متقلبان چون از یک قالب استفاده می‌کنند و نمی‌خواهند هزینه اضافه کنند، معمولاً همان بسته‌بندی قدیمی شامپو را ارائه می‌دهند. در حالی که شرکت‌های تولید‌کننده اصلی، هر دو سه ماه یک بار معمولاً طراحی بسته‌بندی‌شان را عوض می‌کنند. مواد داخل قوطی‌ها را هم می‌شود فهمید که تقلبی است یا نه. شامپوی اصل، بوی تندی دارد در حالی که از شامپوهای تقلبی معمولاً بویی شیرین به مشام می‌رسد. در ضمن موقعی که شامپوی تقلبی را به سر می‌زنید، هیچ حس خنکی و تازگی به پوست سر نمی‌دهد اما شامپوهای اصل چنین حسی را ایجاد می‌کنند.»

ممکن است با خواندن این متن به تمام شامپوهای خارجی که در داروخانه‌ها و فروشگاه‌ها می‌بینید، شک کنید اما آنقدرها هم جای نگرانی ندارد. به گفته این پخش‌کننده لوازم آرایشی بهداشتی، امکان اینکه داروخانه‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ، شامپوهای تقلبی عرضه کنند، تقریباً صفر است. 

متقلبان برای پخش کردن محصولات تقلبی، بیشتر سراغ سوپرمارکت‌ها و مغازه‌های کوچک می‌روند چرا که در فروشگاه‌های کوچک، به صورت تخصصی به این کار پرداخته نمی‌شود و در واقع کارشان به صورت تخصصی، فروش محصولات آرایشی بهداشتی نیست. البته باز هم به این معنا نیست که شامپوهایی که در سوپرمارکت‌ها ارائه می‌شود، تقلبی هستند فقط چنین امکانی در این مغازه‌ها بیشتر است.»

مشتری‌های شامپوهای تقلبی، تجربیات ناخوشایندی از مصرف این محصولات دارند. از جمله خانمی که عنوان می‌کند سال‌هاست مشتری یکی از همین برندهای مطرح است و چند وقتی است که خارش پوست سر پیدا کرده و موهایش هم ریزش دارد. نتیجه اطمینان به محصولی که فکر می‌کرده قابل اطمینان است و حالا می‌داند که بهتر است سراغ محصولات ایرانی برود.

 

منبع: روزنامه ایران



روز تولد همسرم به بدترین شکل سورپرایز شدم!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:13 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 3 )

عطا در میهمانی به کلی آبرویم را برد 

 ماندانا که مهمانی بزرگی به مناسبت روز تولد شوهرش، ترتیب داده بود، به جای شوهرش، خودش سورپرایز شد و از رفتار عطا بشدت شوکه شد. تازه داماد وقتی با آن همه مهمان در خانه‌اش روبه‌ رو شد، به جای خوشحالی جنجالی بزرگ راه انداخت.  

او که از این همه هزینه به خاطر یک تولد ساده، بشدت ناراحت بود، کار همسرش را نادیده گرفت و مهمانی را برهم زد. همین باعث شد که تازه عروس و تازه داماد که فقط سه ماه بود با هم ازدواج کرده بودند، برای درخواست جدایی راهی دادگاه خانواده شوند. ماندانا وقتی مقابل قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، نتوانست جلوی اشک هایش را بگیرد و در حالی که بشدت گریه می‌کرد به قاضی گفت: آقای قاضی، شوهرم احساس ندارد. او یک مرد خودخواه و بی‌عاطفه است که درست بعد از سه ماه زندگی مشترک خود واقعی‌اش را به من نشان داد. عطا به خاطر این‌که برایش یک جشن تولد مفصل گرفتم، آبرویم را پیش همه برد و مرا تحقیر کرد. ما تازه سه ماه بود ‌ با هم ازدواج کرده بودیم. از طریق یکی از آشناهایمان به هم معرفی شده بودیم و بعد از 5 ماه آشنایی نیز تصمیم به ازدواج گرفتیم. دوران نامزدیمان هم خیلی کوتاه بود.

با این حال در همین مدت کم من عاشق عطا شدم و وابستگی‌ام به او روز به روز بیشتر می‌شد. تصور می‌کردم او مرد خوب و مهربانی است. یعنی خودش را این طور به من نشان داد. سه ماه از زندگی مشترکمان که گذشت، روز تولدش تصمیم گرفتم او را سورپرایز کنم و برایش یک جشن تولد بگیرم. می‌خواستم برایش سنگ‌ تمام بگذارم. برای همین تمام دوستان و آشنایان را به این جشن دعوت کردم. بدون این‌که خود عطا متوجه موضوع شود، به تنهایی تمام کارهای مهمانی را انجام دادم و شام را هم از بیرون سفارش دادم. تصور می‌کردم شوهرم از این موضوع خوشحال می‌شود.

روز مهمانی فرا رسید و من در حالی که فکر می‌کردم عطا از خوشحالی شوکه خواهد شد، بعد از ورودش به خانه این من بودم که از رفتارش شوکه شدم. عطا با دیدن مهمان‌ها بشدت عصبانی شد و بدون هیچ لبخندی به اتاق رفت. من شوکه بودم و مهمانان هم همه ناراحت شدند. به اتاق رفتم و آنجا بود که عطا یک جنجال بزرگ به راه انداخت. او به‌ جای تشکر از من، شروع کرد به بد و بیراه گفتن و داد و فریاد راه انداختن که چرا چنین مهمانی بزرگی برایش ترتیب داده ام. آن شب جلوی مهمان‌ها خیلی خجالت کشیدم و آبرویم رفت. بقیه هم حرفی نزدند و با ناراحتی مجلس را ترک کردند. بعد از آن بود که به بی احساسی و خودخواهی شوهرم پی بردم و تصمیم به جدایی گرفتم.


در این لحظه مرد جوان صحبت‌های همسرش را قطع می‌کند و می‌گوید: آقای قاضی من و ماندانا اول زندگیمان کلی مشکلات مالی داشتیم. همسر من مثل بچه‌ها رفتار می‌کند و متوجه نیست که زندگی چقدر هزینه دارد. من یک کارمند ساده هستم که درآمدم بالا نیست. هنوز هم دارم بدهی‌های جشن عروسیمان را پرداخت می‌کنم. حالا همسرم مهمانی مجلل و پرهزینه‌ای برگزار کرده است آن هم سه ماه بعد از یک جشن عروسی مفصل و پرهزینه؛ وقتی این موضوع را متوجه شدم بشدت عصبانی شدم.

با خودم گفتم چرا همسر من باید تا این اندازه بی‌فکر باشد و بدون اطلاع از مشکلات زندگیمان چنین کار احمقانه‌ای انجام دهد. او که خودش کار نمی‌کند. این من هستم که باید تمام هزینه‌ها را پرداخت کنم. من اگر آن شب آن رفتار را کردم دست خودم نبود. با دیدن آن صحنه به شدت شوکه شدم. گروه موسیقی، تزئینات آنچنانی، کلی مهمان و شام و میوه و هزینه‌های دیگر مرا دیوانه کرد. آن هم در شرایطی که هنوز بدهی‌های جشن عروسیمان را پرداخت نکرده‌ام. به من حق بدهید که عصبانی شوم.


ماندانا خیلی بچگانه رفتار کرد. شاید هم به خاطر سن و سالش است. او فقط 20 سال دارد و من 32 ساله هستم. برای همین است که فکر می‌کنم او نمی‌تواند رفتارهای منطقی از خودش نشان دهد. من هم نمی‌توانم مثل او باشم. برای همین ما باید از هم جدا شویم.

در پایان وقتی صحبت‌های این زوج به پایان می‌رسد، قاضی تلاش می‌کند تا آنها را از جدایی منصرف کند.

او به هر کدام از زوجین رفتارهای اشتباهشان را گوشزد می‌کند و در نهایت آنها را به مشاوره خانواده می‌فرستد تا شاید در آنجا با راهنمایی مشاور مشکلاتشان حل شود.


اختلاف سلیقه‌ها را جدی بگیرید 
دکتر مریم رامشت، روان‌شناس در این باره می‌گوید: اختلاف در سال‌های اول زندگی مشترک همیشه هست. بخصوص اگر اختلاف سنی هم در این میان وجود داشته باشد که همین موضوع بهانه‌ای می‌شود برای عدم درک همدیگر؛ زن و شوهر باید پیش از ازدواج از تمام علائق و سلایق هم باخبر شوند و ایرادات همدیگر را بدانند تا ببینند می‌توانند با این ایرادات و علائق کنار بیایند یا نه؛ بعد از آن هم در مرحله بعدی باید این را بدانند که در مواجهه با مشکلات و اختلافات چگونه منطقی‌ترین رفتار را از خودشان نشان دهند تا با مشکلات جدی‌تری برخورد نکنند.

رفتار منطقی در مقابل اشتباهات، می‌تواند به خیلی از مشکلات پایان دهد. این‌ که بدانیم چگونه باید اشتباه طرف مقابلمان را گوشزد کنیم تا مشکلات جدی‌تری در زندگی‌مان به وجود نیاید، مهم‌ترین مساله است. ممکن است گاهی حق با فرد باشد، اما با رفتاری غیرمنطقی این حق را از خودش دور کند و اشتباه طرف مقابل نیز در میان رفتار اشتباه او گم شود.

برای همین زنان و مردان باید این را بدانند که در مواجهه با مشکلات و اختلافات بخصوص در سال‌های اول زندگی مشترک چگونه برخورد کنند و چه رفتاری داشته باشند. از طرفی پیش از ازدواج و آغاز زندگی مشترک به اختلاف سنی و سلیقه هم توجه زیادی داشته باشند و همه جوانب را بسنجند تا در زندگی مشترک پس از برخورد با آن دچار شوک نشوند. عقل و احساس در کنار هم پیش از ازدواج خیلی مهم است و زنان و مردان در هر سنی که هستند باید این را در نظر بگیرند و با همین دید قدم در دنیای تاهل بگذارند‌ وگرنه ممکن است در برخورد با مشکلات از کوره در بروند و زندگیشان از هم بپاشد.

 

 

منبع : جام نیوز/خراسان



مرگ مرموز زن تنها در محله سردار جنگل تهران
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:09 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 6 )

کشف جسد زن تنها در آپارتمان/آغاز تحقیقات پلیسی

 پنج شنبه شب فردی در تماس با پلیس از مرگ مشکوک مادرش در خانه اش در محله سردار جنگل خبر داد. با اعلام این خبر بلافاصله ماموران پلیس در محل حادثه حاضر شده و با جسد زن ۵۵ ساله ای روبرو شدند که در قسمت هال آپارتمان مسکونی خودش بر روی زمین افتاده بود.با کشف جسد زن میان سال که گفته می شد تنها زندگی می کرده بلافاصله سجاد منافی آذر بازپرس ویژه قتل تهران، تیم جنایی در محل حاضر شدند.

پسر زن میانسال در تحقیقات مدعی شد سه روز است که هرچه با مادرم تماس می گرفتم او جوابگو تلفن نبود. چون قبلا هم به مسافرت می رفت ابتدا فکر کردم دوباره به مسافرت رفته است. بعد از اینکه در این سه روز جواب تلفن را نداد، نگرانش شده و به خانه اش آمدم. هرچه در زدم مادرم در را باز نکرد به همین خاطر کلید ساز آورده و در آپارتمان را باز کردم. وقتی وارد خانه شدم با جسد مادرم در پذیرایی روبرو شدم.

با اظهارات پسر جوان بازپرس جنایی دستور بررسی صحنه را صادر کرد. پزشک جنایی پس از معاینه جسد اعلام کرد سه روز از مرگ زن ۵۵ ساله می گذرد و به دلیل اینکه هیچ آثار درگیری و خفگی روی بدنش وجود ندارد، به احتمال زیاد زن تنها به مرگ طبیعی فوت کرده است.

با اعلام این موضوع جسد برای مشخص شدن علت اصلی مرگ زن تنها در آپارتمانش به پزشکی قانونی منتقل شد.

 

 

منبع : مهر



خانمها در زمان رابطه جنسی به این موارد فکر نکنید!
جمعه 19 شهریور 1395 ساعت 21:33 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 1 )

در مورد خانم ها این احتمال وجود دارد که هنگام رابطه جنسی به موارد خاصی فکر کنند. اما بهتر است از رابطه جنسی خود لذت ببرید.

خانمها در حین رابطه جنسی به چه چیزهایی فکر می کنند؟

حتی اگر رابطه جنسی فعالیتی مناسب باشد، تقریبا غیرممکن است حین رابطه جنسی مغزتان را خاموش کنید. بسیاری از زن و شوهرها هنگام رابطه جنسی ممکن است به کل اتفاقهایی که در طول روز برایشان افتاده فکر کنند یا حتی این کار را برای رهایی از استرسی که سرکار داشته اند انجام دهند. اما خوشبختانه ترفندهای مفیدی مانند تمرکز بر رابطه و صحبت با یکدیگر میتواند سرتان را گرم کند، اما در مورد خانم ها این احتمال هم وجود دارد که هنگام رابطه جنسی به موارد خاصی فکر کنند.

 

آیا شکمم، باسنم، صورتم یا بینی ام چاق و بدریخت است؟

قرار نیست شما مانند مدلهایی که اغلب در رسانه های مختلف نشان داده میشود، باشید و همان اندام را داشته باشید و ملاکتان آنها باشند. شریک زندگی شما معمولا با چیزی دور از این مواردی که ذهنتان را مشغولش کرده اید، تحریک میشود. او از این که در کنار شماست خوشحال است. مردان قطعا توانایی درک نقایص زنان را ندارند و بر آن تمرکز نمیکنند به خصوص در زمان رابطه جنسی.

 

وقت آرایشگاه داشتم

قطعا زمانی که شما شروع به رابطه جنسی میکنید، مواردی وجود دارد که پیش از آن قرار بود انجام دهید اما چه اشکالی دارد که هفته دیگر دوباره سری به آرایشگاه بزنید و زمان با هم بودنتان را بیخود هدر ندهید.

 

انگار درد دارد

این که حین رابطه جنسی شریک زندگیتان از آواهایی استفاده کند دلیل بر آن نیست که او در حال درد کشیدن است. اگر از این بابت مطمئن نیستید بهتر است نگاه کنید و ببینید که او دندانهایش را به هم فشار میدهد یا نه، در این حالت بهتر میتوانید درک کنید که او درد دارد یا نه.

 

باید آن چکمه ها رو میخریدم یا نه؟

اگر هنوز بعد از گذشت چند ساعت از ترک فروشگاهی که در آن یک چکمه امتحان کرده اید، حین رابطه جنسی به آن فکر میکنید، بد نیست بعد از رابطه جنسی حتما سری به فروشگاه بزنید.

 

پیتزا پنیر الان میچسبد!

توهمات غذایی کاملا طبیعی است. احساس گرسنگی در طول مقاربت میتواند سراغتان بیاید. امابهتر است قبل از شروع رابطه جنسی به آن فکر کنید و خودتان را مهیای یک غذای خوب بعد از رابطه جنسی کنید

 

آیا قرصهای جلوگیری از بارداری را امروز خوردم؟

این از مواردی است که ممکن است خیلی زیاد سراغتان بیاید برای همین بهتر است برای اطمینان روشهای دیگر جلوگیری از جمله کاندوم را هم اضافه کنید تا ذهنتان از این بابت آزاد شود.

 

ایمیلی که باید برای رئیس میزدم، یادم رفت

این کار تقریبا یک دقیقه از شما وقت میگیرد اما تا زمانی که انجامش ندهید، خیالتان راحت نمیشود اما حالا که قرار است ساعت 12 شب ایمیل بزنید چه اشکالی دارد که این ایمیل 12 و نیم زده شود. اما اگر احساس میکنید این رابطه بیشتر از این زمان طول میکشد، بهتر است اول ایمیل را بزنید تا خیالتان از بابت بقیه زمانی که در دست دارید، راحت باشد.



شرط جالب همسر قوچان‌نژاد برای ازدواج!‌
جمعه 19 شهریور 1395 ساعت 21:29 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 6 )



رضا قوچان‌نژاد این روزها و به ویژه پس از گلزنی مقابل قطر به محبوب‌ترین بازیکن تیم ملی کشورمان نزد مردم، کارشناسان، اهالی فوتبال و حتی رسانه‌ها تبدیل شده است.

شرط جالب همسر قوچان‌نژاد:

پسر خوب و بااخلاق کشورمان که دیگر باید به گل‌های حساسش در رقابت‌های ملی عادت کنیم. اما شاید جالب باشد بدانید در فصل نقل و انتقالات باشگاه پرسپولیس خواهان عقد قرارداد با رضا قوچان‌نژاد شد. مهاجمی با اصالت مشهدی که گفته می‌شود خودش هم یک پرسپولیسی است و به این تیم علاقه دارد.

پس از جدایی مهدی طارمی از پرسپولیس در آن مقطع و سفر به ترکیه، برخی نزدیکان باشگاه گوچی را پیشنهاد دادند و مذاکراتی هم انجام شد ولی این وسط یک مانع وجود داشت.

شنیدیم همسر رضا قوچان‌نژاد که به تازگی با این مهاجم ملی‌پوش ازدواج کرده و خواهر ساره بیات بازیگر مطرح کشورمان محسوب می‌شود شرطی برای او گذاشته است. گویا همسر گوچی شرط کرده که این بازیکن حتماً باید در خارج از کشور بازی و زندگی کند و همین مسئله هم باعث شد تا آقا رضا به لیگ هلند و تیم سابق خود بازگردد. شاید اگر شرط همسر نبود، حالا باید رضا قوچان‌نژاد را در ترکیب پرسپولیس در لیگ شانزدهم می‌دیدیم اما ...



زمانی که علت دستگیری مادرم را در کلانتری فهمیدم دنیا روی سرم خراب شد
جمعه 19 شهریور 1395 ساعت 21:27 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 5 )

دختر 17 ساله که در جست و جوی راهی برای آزادی مادرش بود در حالی که عنوان می کرد اکنون نمی دانم به حال خودم بگریم یا برای پدر و مادرم افسوس بخورم به کارشناس اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد گفت: پدرم مرد معتادی بود که همه پول هایش را پای منقل دود می کرد و همین موضوع ریشه تمام اختلافات بین او و مادرم بود.

 

مشاجره و نزاع های آن ها پایانی نداشت به طوری که هیچ کدام از خواسته خود کوتاه نمی آمدند این در حالی بود که من از همان دوران کودکی شاهد دعواها و کتک کاری های آن ها بودم مادرم مدام غر می زد و نمی توانست با این وضعیت کنار بیاید اما زندگی ما روزی رنگ سیاهی به خود گرفت که صدای مداوم و ممتد زنگ منزل همه را نگران کرد آن روزها من 14 سال بیشتر نداشتم همه نگاه ها به طرف من جلب شده بود هراسان از جا پریدم و در آهنین حیاط منزل را گشودم ناگهان زنی با حجاب نامناسب و صورتی بزک کرده مرا هل داد و با عصبانیت وارد منزل شد او بدون اجازه داخل اتاق رفت و بر سر پدرم فریاد کشید تو چقدر پدر بی مسئولیتی هستی؟

 

دیشب پسرت تا صبح در آتش تب سوخت در حالی که تو بر سر منقل نشسته ای و مرا بدون پول و خرج خانه رها کرده ای؟ با کدام پول باید فرزندم را درمان کنم و ...

 

او سپس لگدی به بساط دود و دم پدرم زد و خانه را ترک کرد دیگر همه چیز لو رفته بود مادرم که تحمل هوو را نداشت به صورت توافقی از پدرم طلاق گرفت تا روزگاری را در آسایش و آرامش سپری کند.

 

در این میان پدرم حضانت مرا به مادرم واگذار کرد چرا که اعتقاد داشت دختر را باید مادرش تربیت کند این گونه بود که پدرم از مسئولیت نگهداری من شانه خالی کرد. من و مادرم در یک خانه اجاره ای زندگی جدیدی را شروع کردیم. مادرم مجبور بود برای تامین هزینه های زندگی در خانه های مردم کارگری کند.

 

 آن روزها احساس می کردم کارگری و زحمت کشی در خانه های مردم آسان تر از تحمل هوو در زندگی مادرم است. 3 سال از این ماجرا می گذشت و من در اوج شور و هیجانات دوران نوجوانی مجبور بودم ساعات روز را به تنهایی سپری کنم در این سن خاص افکار و خیالات زیادی را در سر می پروراندم و آرزوهای قشنگی را برای خودم تصور می کردم اما روزی که باز هم در همین رویاهای شیرین غرق شده بودم صدای زنگ تلفن قلبم را تکان داد نمی دانم چرا احساس می کردم حادثه تلخی در حال وقوع است با نگرانی گوشی تلفن را برداشتم و فهمیدم که مادرم در کلانتری به سر می برد وقتی هراسان خودم را به این جا رساندم فهمیدم مادرم به جرم رابطه پنهانی با مرد غریبه دستگیر شده است و ...

110



مرد جوان هر روز به مغازه ام می آمد / اسیر نگاه های شیطانیش شدم
جمعه 19 شهریور 1395 ساعت 21:24 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 8 )
ظاهر غلط‌اندازی داشتند. در حضور دیگران کلاس می‌گذاشتند و کلامی عاشقانه داشتند. هیچ‌کس نمی‌دانست آن‌ها با لج‌بازی و غرور‌، کاشانه خود را به چه جهنمی تبدیل کرده‌اند.
 
زن دستگیری پشیمانی مرد جوان هر روز به مغازه ام می آمد / اسیر نگاه های شیطانیش شدم