آذرباکسآذرباکسساقی باکس
 
هیچ پیوندی وجود ندارد .

نظرسنجی
نام کاربری :
رمز عبور :
:: بازدیدهای امروز : 87
:: بازدیدهای دیروز : 183
:: بازدیدهای هفته : 1519
:: بازدیدهای ماه : 8738
:: بازدیدهای سال : 44359
:: کل بازدیدها : 305483
:: کاربران آنلاین : 0 نفر
:: میهمان های آنلاین : 16 نفر
:: کل اعضا : 7 عدد
:: کل مطالب : 139 عدد
:: کل نظرات : 2881
   

برای ویرایش این متن به بخش تنظیمات قالب در کنترول پنل مراجعه کنید

تبلیغات
آخرین پست های انجمن
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
ترین های هفته ی ششم لیگ برتر
شنبه 27 شهریور 1395 ساعت 13:51 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )

هفته ششم رقابت‌های لیگ برتر شب گذشته با برگزاری 2 دیدار از جمله برگزاری دربی پایتخت و رسیدن تراکتورسازی به صدر جدول به پایان رسید.

*نتایج رقابت‌های هفته ششم در یک نگاه:

سیاه‌جامگان مشهد 2 – صبای قم2

ذوب آهن اصفهان 1 – تراکتورسازی تبریز2

صنعت نفت آبادان  1– استقلال خوزستان 1

ماشین‌سازی تبریز 0– فولاد مبارکه سپاهان1

پیکان تهران 0– نفت تهران0

سایپا تهران1 – گسترش فولاد تبریز 1

فولاد خوزستان 1 – پدیده خراسان 0

پرسپولیس 0 – استقلال تهران0

تیم هفته: تراکتورسازی




علت سیگار کشیدن مهران مدیری مشخص شد!
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 01:09 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 1 )



سیگار کشیدن مهران مدیری در نشست خبری فیلم جدیدش, همچنان سوژه داغی در فضای مجازی است و خیلی ها هنوز نمیدانند که چرا مهران مدیری اقدام به سیگار کشیدن کرده است.

دلیل سیگار کشیدن مهران مدیری؟

سیگار کشیدن مهران مدیری در نشست خبری فیلم « ساعت 5 عصر» تاکنون با واکنش‌های بسیاری مواجه شده است. اما طی روزهای گذشته شایعه‌ای  درباره این اقدام اخیر مدیری منتشر شد که بر اساس آن قرار است از این صحنه در فیلم سینمایی «ساعت 5 عصر» استفاده شود. اما خشایار الوند نویسنده فیلم «ساعت 5 عصر» تمامی این شایعه‌ها تکذیب می‌کند و درباره این موضوع توضیحات جالبی به آی سینما می‌دهد.

در اواسط نشست خبری فیلم «ساعت 5 عصر» مهران مدیری با اجازه گرفتن از حضار، فندک خود را از جیب خود در آورد و سیگاری را روشن کرد و به مهمانان سیگاری هم گفت که اگر مایل هستند، می‌توانند سیگارهای خود را دود کنند.

این اتفاق با واکنش منفی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی همراه شد و آنها سیگار کشیدن مدیری را ترویج استعمال دخانیات دانستند، اما عده‌ای هم به دلیل علاقه‌ای که به این کمدین دارند، سیگار کشیدن را امری شخصی عنوان کردند و از دیگران درخواست کردند که قضاوت نکنند.

اما در چند روز گذشته، شایعه‌ای در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به وجود آمد که روایت جالبی از این موضوع را مطرح می‌کرد: «مهران مدیری قرار است در فیلم جدید خود از صحنه سیگار کشیدنش در نشست خبری استفاده کند.» با توجه به این گمانه زنی‌ها از خشایار الوند نویسنده «ساعت 5 عصر» صحت این مساله را جویا شدیم که او در رابطه با این موضوع گفت: «واقعا برخی چه ذهن‌های خلاقی دارند، این دوستان را اگر کسی می‌شناسد، به ما معرفی کند تا در زمینه فیلمنامه نویسی از آنها استفاده کنیم! واقعا به نظر برخی افراد مهران مدیری انقدر «نا جنتلمن» است که در فیلم خود از صحنه سیگار کشیدنش استفاده کند؟»

الوند در ادامه درباره سیگار کشیدن مدیری در نشست خبری فیلم «ساعت 5 عصر» می‌گوید:« مهران مدیری سیگاری است و قصه سیگار کشیدن او هم در نشست خبری فیلم هم به همین دلیل بوده است. حالا در آن نشست ایشان میزبان بود، مهمانان را هم خودش دعوت کرده بود و دوست داشت در مصاحبه خود سیگار روشن کند. البته من کار او را تایید نمی‌کنم. اما نمی‌دانم که چگونه به این سرعت برخی ذهن‌هایشان به کار می‌افتد و داستان‌هایی در این رابطه می‌بافند. من واقعا نمی دانم که چرا باید مدیری از صحنه سیگار کشیدنش در فیلم «ساعت 5 عصر» استفاده کند. در «شب‌های برره» هم ما از این کارها نمی‌کردیم، چه برسد به این فیلم سینمایی!»



بانوی ایرانی در بین 10 چهره جذاب
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 01:05 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 3 )



رقابت های پارالمپیک 2016 با حضور ستارگان مختلف از سرتاسر دنیا در ریو برگزار می شود.

زهرا نعمتی در بین 10 ورزشکار جذاب ریو 2016:

پارالمپیک ریو 2016 آغاز شد و ورزشکاران زیادی از سراسر دنیا برای کسب مدال های رنگارنگ به مسابقه خواهند پرداخت. در ریو 2016 ورزشکارانی هستند که در کنار شانس زیاد برای کسب مدال، زندگی های جالبی را پشت سر گذاشتند.

10 ورزشکار جذاب ریو 2016:

1. الیزابت مارک(آمریکا- شنا)

'الیزابت مارک' گروهبان ارتش آمریکا با خوش شانسی تا به امروز زنده است اما این شانس را دارد تا در ریو برای کسب مدال به رقابت بپردازد. او در 25 سالگی در سال 2010 در عراق مصدوم شد تا حالا به عنوان یک شناگر در ریو 2016 حاضر باشد.

او در سخت ترین روزهای خود که فاصله کمی تا مرگ داشت به نمایندگی از ایالات متحده در رقابت های شکست ناپذیران شرکت کرد و توانست در بریتانیا به مدال طلا دست یابد. مارک در پارالمپیک ریو 2016 در دسته SB7 در قورباغه 100 متر به عنوان شانس اول طلا رقابت خواهد کرد.

2.دنیل دیاس(برزیل- شنا)

با 10 مدال طلا در مسابقات پارالمپیک، شانس حمایت از پشتیبانی برزیلی ها را در کشور خود دارد. 'دیاس' از سال 2004 فعالیت های خود را آغاز کرد اما اولین مدال خود را دو سال بعد کسب کرد. این ورزشکار برزیلی که نقص مادرزادی دارد، در المپیک 2008 پکن چهار مدال طلا کسب کرد و روند موفقیت های خود را در لندن نیز ادامه داد.

دیاس برزیلی که چهار رکورد جهانی به نام او ثبت شده، در رقابت های جهانی گلاسکو موفق به کسب هفت مدال طلا شد. 'اندرو مولن' بریتانیایی جدی ترین رقیب دیاس برای کسب موفقیت در مسابقات ریو 2016 است.

3.مارکوس رهم(آلمان- دومیدانی)

ورزشکاری که در آخرین روز رقابت های دومیدانی پارالمپیک به مسابقه خواهد پرداخت و باید برای حضور درخشان او صبر زیادی داشت. ورزشکار آلمانی که لقب 'خون جهنده' برای او انتخاب شده در مسابقات دوحه در سال گذشته با یک پرش فوق العاده توانست رکورد 'گرگ رادفورد' را 9 سانتی متر افزایش دهد.

او امیدوار است تا بتواند عملکرد خود در ریو 2016 را تکمیل کند اما در این راه رقیب سر سختی به نام 'رونالد هرتوگی' هلندی را پیش روی خود دارد. او در رشته 4 در 100 متر امدادی برای آلمان مسابقه خواهد داد.

4.ملیسا تاپر(استرالیا- تنیس روی میز)

ورزشکاری که مجوز حضور در المپیک و پارالمپیک ریو 2016 را کسب کرد. 'تاپر' 26 ساله اهل ویکتوریا است که در المپیک ریو در دور مقدماتی شکست خورد باید مسابقات انفرادی خود را از دیدار برابر کره شمالی آغاز کند.

او که مصدومیت عصب شانه راست مادرزادی دارد با رتبه 10 کلاس جهانی در این مسابقات شرکت خواهد کرد تا شانس اول کسب مدال طلا باشد. هر چند او در رقابت های المپیک لندن موفق به کسب مدال نشد اما در مسابقات 2014 گلاسکو موفق به کسب مدال برنز تیمی شد.

5.جیسون اسمت(ایرلند- دومیدانی)

'اسمیت' از ایرلند جنوبی به عنوان سریعترین مرد پارالمپیک راهی ریو 2016 می شود تا پیروزی های متوالی خود را ادامه دهد. او موفقیت های خود را از مسابقات جهانی 2006 آغاز کرد و توانست موفقیت های اروپایی، جهانی و المپیکی خود را تا به امروز تکرار کند. او که مشکل بینایی دارد در مسابقات 100 و 200 متر به مسابقه خواهد پرداخت و این شانس را دارد تا دو مدال طلا لندن خود را در ریو نیز تکرار کند.

6.مارلو فن فین(هلند- دومیدانی)

ستاره زنان قطع عضو در مسابقات سرعت با مشکل کوتاهی یکی از پاهای خود متولد شد تا پس از شروع ورزش حرفه ای خود در مسابقات شنا ورزش حرفه ای خود را در رشته دوومیدانی دنبال کند.

او در لندن موفق به کسب یک مدال برنز و یک مدال طلا در رشته 100 و 200 متر شد و تا به امروز بدون توقف در رشته T43 در تمامی مسابقات توانسته دو مدال طلای رشته های سرعت را کسب کند. دونده هلندی در صورتی که بتواند هر دو مدال طلای ریو 2016 را برای کشور خود به ارمغان بیاورد، یکی از ستاره های برجسته ورزش هلند خواهد شد.

7. ایهار بوکی(بلاروس- شناگر)

او با کسب 5 مدال طلا در مسابقات المپیک لندن موفق ترین ورزشکار این مسابقات بود. ستاره اهل مینسک کشور بلاروس روند مدال آوری خود را در مسابقات مختلف ادامه داد و در مسابقات جهانی دوره قبل ضمن کسب شش مدال طلا موفق به ثبت چهار رکورد جهانی شد. او که دارای اختلال در بینایی است از بهترین شناگران دنیا به شمار می رود که از او به عنوان یک نخبه یاد می شود.

8. لیبی کوسمالا(استرالیا- تیراندازی)

ورزشکار 74 ساله استرالیایی که با حضور در ریو دوازدهمین پارالمپیک خود را تجربه می کند. 'کوسمالا' در المپیک 1972 اولین حضور خود به عنوان شناگر را تجربه کرد اما اولین مدال به چهار سال بعد در رشته تیراندازی برمی گردد. او پس از آنکه نتوانست در المپیک 2012 لندن مدالی کسب کند، سوگند خورد تا بازنشسته شود اما این مادربزرگ که همسر او نیز با پرچم استرالیا در پارالمپیک شرکت کرده بود به مسابقات بازگشت تا مسن ترین شرکت کننده حاضر در ریو باشد.

9. زهرا نعمتی(ایران- تیروکمان)

حضور و کسب مدال نعمتی در ریو 2016 می تواند تابستان تاریخی او را به بهترین شکل به پایان ببرد. پرچم دار کاروان ایران در افتتاحیه المپیک در سال 2007 بعد از یک تصادف پای خود را از دست داد تا رویای او در تکواندو به پایان برسد.

او در پارالمپیک لندن اولین زنی بود که توانست برای کشور ایران در این مسابقات به مدال طلا دست یابد و در مسابقات تیمی نیز به مدال برنز رسید. عملکرد او در مسابقات آسیایی 2015 تایلند باعث شد تا نعمتی مجوز حضور در مسابقات المپیک و پارالمپیک را به دست آورد و پرچمدار کاروان ایران در افتتاحیه مسابقات باشد. او که برابر حریف روس خود در المپیک شکست خورد امیدوار است تا دومین مدال طلای خود را در ریو به دست آورد.

10. تاتینا مک فادن(آمریکا- دوومیدانی)

مهاجرت 'مک فادن' از تیم ملی روسیه به آمریکا قطعا یکی از داستان های قابل توجه برای این ویلچر ران است. ورزشکار 27 ساله که در یک یتیم خانه نزدیک به سن پطرزبورگ ویلچر راندن را یاد گرفت قبل از رسیدن به سن شش سالگی تحت سرپرستی خانواده مک فادن درآمد.

ورزش بخش مهمی از زندگی مک فادن بود و او توانست شش مدال در مسابقات مختلف کسب کند که سه مدال او در لندن از مهمترین آنها به شمار می رود. اتفاق جالب در زندگی او زمانی رخ داد که در مسابقات اسکی سرعت مسابقات جهانی سوچی، مادر واقعی و مادر خوانده او نظاره گر مسابقه تاتینا بودند. مک فادن در مسابقات ریو 2016 در هفت ماده مختلف به مسابقه خواهد پرداخت و شانس زیادی برای کسب مدال های گوناگون دارد.



سانسور صحبت های بهاره افشاری در دورهمی! مادرم به همسرم چک سفید می دهد!
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 01:02 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )
سانسور صحبت های بهاره افشاری در دورهمی! مادرم به همسرم چک سفید می دهد!

 

بهاره افشاری بازیگر کشورمان شب گذشته مهمان برنامه دورهمی بود و به گفتگو با مهران مدیری پرداخت.

بهاره افشاری در برنامه دورهمی

بهاره افشاری بازیگر کشورمان شب گذشته مهمان دورهمی بود.

ابتدا قرار بود که این مصاحبه خیلی زودتر پخش شود اما به دلایل نامعلومی پخش برنامه بهاره افشاری به تعویق افتاد اما شب گذشته مصاحبه مهران مدیری با بهاره افشاری درحالی پخش شد که کاملا سانسور شده بود!

بهاره افشاری ابتدا درباره سن اش گفت که 32 سال سن دارد و سپس درباره نقش هایش گفت و اینکه فکر می کند نقش هایی که بازی می کند خاکستری هستند.

این بازیگر ادامه داد که فکر می کند مردم بخاطر نقش هایی که او بازی می کند, وی را فردی مغرور و بد اخلاق می دانند.

بهاره افشاری گفت به خانم ها خیلی از من خوششان نمی آید چرا که در بسیاری از فیلم ها نقش هوو را بازی کرده ام و طبیعی است که چنین اتفاقی رخ دهد.

بهاره افشاری درباره خصوصیت اخلاقی و مثبت خود گفت که فرد بسیار صادقی است و هیچوقت دروغ مصلحتی نمی گوید. این بازیگر اضافه کرد که فرد بسیار رکی می باشد و پشت سر کسی صحبت نمی کند.

بهاره افشاری گفت که همیشه سعی کرده است که با مردم رابطه و رفتار خوبی داشته باشد اما با خانواده اش کمی بدخلق است به شکلی که مادرش می گوید اگر کسی با تو ازدواج کند من به او چک سفید امضا می دهم!

بهاره افشاری از برادرش و همچنین کیانوش عیاری بعنوان اشخاصی نام برد که تاثیر خیلی زیادی برروی او دارند و پیرو تفکر آنها می باشد.

این بازیگر در ادامه گفت که یک حافظ دارد که برایش ارزشمند است و آن را به موزه دورهمی اهدا می کند.



واکنش آنجلینا جولی پس از دیدن پناهجویان سوری! + عکس
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:58 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )



آنجلینا جولی بازیگر سرشناس هالیوودی, سفری چندساعته به اردن کرده و به دیدار پناهجویان سوریه ای رفته است.

دیدار آنجلینا جولی با پناهجویان سوری

 فرستاده ویژۀ کمیساریای پناهندگان سازمان ملل، از سران کشورهای جهان خواست که برای یافتن "راه‌حل ریشه‌ای" بحران سوریه تلاش کنند!

آنجلینا جولی که جمعه در سفری چند ساعته به اردن، از اردوگاه پناهجویان سوری در شرق این کشور بازدید می کرد، در عبارتی تکراری و کلیشه‌ای، سران کشورهای جهان را به یافتن راه حل ریشه‌ای برای بحران سوریه فرا خواند.


آنجلینا جولی در کنار پناهجویان سوری

آنجلینا جولی در کنار پناهجویان سوری

 

وی در بازدید از اردوگاه الازرق اردن گفت: این چهارمین سفر من به اردن است و می دانم که همۀ خانواده های مستقر در این اردوگاه، مشکل دارند و کودکان اینجا جز صحرایی بی آب و علف ندیده اند.

این هنرپیشه آمریکایی در عین حال، ضمن تشکر از مردم و خانواده سلطنتی حاکم بر اردن؛ برای همه آینده ای روشن آرزو کرد!



توهین عجیب یالثارات به رامبد جوان: مجری‌گری به سبک خواجه های‌حرم سرا !!
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:56 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )



هفته نامه ی یالثارات در تازه ترین مطلب منتشر شده خود به انتقاد شدید از برنامه خندوانه و رامبد جوان و همچنین دورهمی پرداخته است.

توهین یالثارات به رامبد جوان و خندوانه

هفته نامه ی یالثارات در شماره ی اخیر خود در متنی با تیتر «از مجری‌گری به سبک خواجه‌های‌حرم‌سرا تا ترویج موسیقیِ حرام»، خواستار سخت گیری بیشتر شورای نظارت بر صداوسیما شد.

متن کامل متن یالثارات در پی می آید:

آیت‌الله سیداحمد خاتمی روز سه شنبه ۱۳ اردیبهشت ماه سال جاری با اشاره به عادی شدن بدحجابی در جامعه، به حوزه صدا و سیما ورود و تاکید کرده بود: «رسانه ملی به عنوان یک دانشگاه بزرگ، می‌تواند به مجری و بازیگر بگویند که این سیمای جمهوری است و پوشش خود را درست کنید.»

امام جمعه موقت تهران وارد مصادیق جزئی‌تری از عملکرد غلط و وارونه رسانه ملی نیز شده و با اشاره صریح به برنامه «خندوانه» ،گفته بود: «چند خانم در برنامه خندوانه قهقه می‌خندیدند تا مردها را بخندانند، به چه قیمتی می‌خواهیم شادی باشد؟ به قیمت شکستن حریم ها؛ خنداندن مردم کار پسندیده‌ای است، اما نه با شکستن حریم‌ها.»

اما رامبد جوان، سازنده و مجریِ برنامه خندوانه بعد از چند روز سکوت با انتشار یک ویدئو که با تلفن همراه از خود تهیه کرده بود خیلی ساده اذعان کرد که نیازی به پاسخ او نیست و اساسا اگر نیاز به ارائه پاسخ باشد، این مسئولین رسانه‌ملی هستند که باید به آن بپردازند. رامبد جوان در توجیه این موضع تاکید داشت که او تحت قوانین جمهوری اسلامی و نظارت مسئولین برنامه می‌سازد.!

یالثارات در آن مقطع طی گزارشی تحلیلی به این نتیجه رسید که «کسی در رسانه ملّی، جواب پَس نمی‌دهد»

اما واقعا این سازمان عریض‌وطویل به کجا پاسخگوست؟ رؤسای آن یکی بعد از دیگری صندلی و میز ریاست را به هم تحویل می‌دهند، اما رسانه ملی همچنان بر همان ریل قبلی حرکت می‌کند.ظاهرا شورای نظارت بر صدا وسیما بر اساس اصل ۱۷۵ قانون اساسی موظف به رسیدگی به عملکرد سازمان صدا و سیما و حساب پس کشیدن از رئیس آن است. این شورا متشکل از ۶ رجل اجرایی، قضایی و تقنینی است که در کنار مشغله‌های زیاد؛ باید بر کار سازمان عریض و طویل صداوسیما هم نظارت کنند!

اگرچه هنوز تعریفِ دقیق نظارت این شورا برای ما مشخص نیست؛ چه اهداف و سیاست‌هایی دارد؟ اختیارات و سیاستگذاری‌های اعضایش تا کجاست؟ نه گزارشی از عملکرد این شورا در اختیار مردم قرار می‌گیرد و نه مشخص است که این ساختار در مقابل تُرک‌تازی‌های رایج در رسانه ملّی چه کاره است؟

در حال حاضر حجت الاسلام اِژه ای به جای حجت الاسلام رئیسی در سمت ریاست این شورا انجام وظیفه می‌کند که هر دو نماینده قوه قضائیه در جایگاه معاون اولی و دادستان نیز خدمت کرده و می‌کنند. علی القاعده آنچه ظاهراً معلوم است، سازوکار عملکرد شورای نظارت بر صدا و سیما، آنطور نیست که قادر به جلوگیری از روند فاسد جاری در رسانه ملّی باشد. با این وصف درحالی طی سالهای آزگارِ گذشته تنها مأمن شکایت حزب الله از عملکرد صدا و سیما، همین شورا بوده، حالا امروز این تردید و سوال وجود دارد که نکند شاکیان سوراخ دعا را گم کرده باشند.

فضای رها شده رادیو و فضاحت‌های جاری در آن به کنار، اما حداقل تا کنون بارها به الگو سازی فاسد در رسانه ملّی و در قالب برنامه‌های جذاب هشدار داده‌ایم. شوخی با زنان نا محرم خندوانه و دورهمی در حالی با گذشت حدود ۲ سال از اجرای اولین دور از ساخت و پخش چنین برنامه هایی ادامه دارد که سازندگان آنها همواره از اهرمهایی با ظاهر دینی و فعالیت‌های شبه دینی – مدنی برای مشروعیت زایی در این برنامه‌ها تلاش کرده اند. چنین روندی با حضور عجیب و پر رنگ زنان محجبه چادری در حالی که با تن دادن به برنامه سخیفِ خندوانه مشغول دست زدن و هم نوایی با ترانه‌ها می‌شوند، آغاز شد.

این وضعیت با دعوت از برخی روحانیون و تلاش برای گره زدن فلسفه پوچ برنامه به احادیث و روایات و جعل واژه شادیِ دینی ادامه پیدا کرد. این روند چنان شیب تندی به خود گرفت که مهران مدیری در برنامه دورهمی، حداقل دو بار اقدام به نمایش افرادی کرد که با لباس روحانیت نه به عنوان میهمان، بلکه به عنوان تماشاچی مشغول تماشای محتوای سخیف این برنامه در محل اجرای آن بودند. خَلطِ محتوای بد با خوب در قالب اقدامات بشر دوستانه، مثل جمع آوری کمک برای آزادی زندانیان و خیریه‌ها و… از جمله دیگر ترفندهای مشروعیت زایی است که محتوای فاسد در لابلای آنها زَرورق پیچی و مخفی می‌شوند.

ترویج موسیقی و تشویق مردم به شادیِ پوچ و کاذب، بواسطه صرف وقت برای تماشای افرادی که تحت عنوان کمدین بازی‌گری می‌کنند، روندهایی است که رسانه ملی تنها از آنها برای جلب مخاطب استفاده می‌کند. البته در این میان شخصیت‌های عروسکی مثل جناب خان نیز زیرکانه مشغول بازخوانیِ ترانه‌های آن سوی آبی در وصف نوامیس مردم هستند و مجری برنامه نیز به سبک خواجه‌های حرم سرا در بین زنان مدعو، قهقه زنان با خوش‌وبش و بی‌حیایی، رفتارِ غیر شرعی را نهادینه می‌کند.

این در حالی است که یکی از کج‌تاب‌ترین برنامه‌های ساخته شده در طول ۳۷ سال بعد از انقلاب، نیز تحت عنوان «شب کوک»، اولین تجربه خط شکنی در ترویج موسیقی را پشت سر گذاشت و دور جدید آن نیز در سایه تساهل حاکم بر رسانه ملی و فقدان اهرم‌های بازدارنده در راه است.

با این وصف به نظر می‌رسد قوه قضائیه باید علاوه بر جرائم رایج در سانه‌های مکتوب و مجازی، بر اساس وعده دادستان تهران به وضع وخیم جاری در رسانه ملّی نیز رسیدگی کند. اهمیت ورود قوه قضائیه به پرونده صدا و سیما از این منظر اهمیت دارد که مخاطبان در خطر انحراف آن نه اقشارِ ماهواره بین، بلکه مردم بینوایی هستند که با اعتماد به عملکرد نهادهای برآمده از نظام مثلا اسلامی، با خیال راحت ذهن عائله خود را به برنامه‌های شبهه‌ناک صدا و سیما می‌سپارند تا سبک زندگی آنان با اباطیل تزئین شده، دچار التقاط شود.

هشدار جدی به قوه قضائیه درباره عملکرد صدا و سیما از این منظر اهمیت مضاعف دارد که نا اهلان مرتزق از بیت‌المال در این سازمان مشغول تولید برنامه هایی هستند که برآیند آن روند نرم تبدیل معروف به منکر است.



فرزند چندم خانواده هستید؟ تاثیر جالب ترتیب تولد برروی شخصیت شما
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:51 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 2 )



محققان ثابت کردند که موقعیت فرزند در خانواده (ترتیب تولد) اثر بسیار زیادی برروی شخصیت فرزند دارد!

تاثیر موقعیت فرزند در خانواده برروی شخصیت اش

 این ایده که موقعیت ما در خانواده می‌تواند بر رشد شخصیت ما اثرگذار باشد، اولین بار توسط آلفرد آدلر، روانشناس هم‌عصر زیگموند فروید، مطرح شد. نظریه او به طور کلی می‌گوید که فرزندان اول در مرکز توجه خانواده، فرزندان آخر نازپرورده، و فرزندان وسط تحت فشار رشد می‌کنند.

درحالی که ترتیب تولد زمینه پر چالشی را برای تحقیق و بررسی فراهم می کند، مطالعات بسیاری نیز به اثرات عمیق آن بر زندگی ما متمرکز‌‌ هستند.

عملکرد اجتماعی

آیا ترتیب تولد می‌تواند بر میزان حساسیت ما نسبت به نیازهای اطرافیانمان اثرگذار باشد؟ یک جریان فکری، فرزندان وسط را در مقایسه با فرزندان بزرگتر و کوچکتر خانواده، «اجتماعی‌تر» ارزیابی می‌کند.

یک دیدگاه فرگشتی (تکاملی) معتقد است که والدین، سرمایه گذاری بیشتری بر روی فرزندان اول (از آن جهت که زمانی طولانی را پشت سر گذاشته و به سن بلوغِ باروری نزدیک شده‌اند) و فرزندان آخر ( از آنجا که سن والدین بالاتر رفته و فرزند آخر رقبای جوان چندانی در کنار خود نمی بیند) انجام می‌دهند.
همین باعث می‌شود فرزندان وسط خانواده، که ظاهرا دریافت کمتری از والدینشان داشته‌اند، مایل به توسعه روابط با افراد بیرون از خانواده بوده و کمتر بر خانواده متمرکز باقی بمانند. تحقیقات نشان می‌دهند فرزندان وسط نمرات بالاتری در صفات شخصیتی مانند برونگرایی و وفق پذیری، که ارتباط با غیر خویشاوندان را تسهیل می‌کند، کسب کرده‌اند.

 

سلامت

آیا ترتیب تولد با سلامت در ارتباط است؟ بله. ترتیب تولد نقش مهم و پیچیده‌ای در این خصوص ایفا می‌کند. تحقیقاتی در نروژ انجام شده و به بررسی میزان اثر‌گذاری ترتیب تولد بر سلامت و رفتارهای مرتبط با سلامت پرداخته است. نتیجه نشان می‌دهد که فرزندان وسط، فشارخون، تری گلیسیرید و شاخص توده بدنی کمتری، نسبت به فرزندان اول دارند.

با این حال فرزندان اول سلامت جسمی و روانی بیشتری را درباره خود گزارش کرده و در کل خود را شادتر نشان داده‌اند. این مسئله می‌تواند توضیحی بر میزان خودکشی پایین در فرزندان اول باشد .آنها همچنین گرایش کمتری به مصرف دخانیات نشان داده‌اند.
این یافته ها نتیجه مطالعات قبلی را، که رفتارهای سلامت مدار ضعیفی را در فرزندان آخر خانواده نشان داده، همراهی می‌کنند. نتیجه می‌تواند توضیح میزان مرگ و میر بالاتر در میان فرزندان آخر را آسان ‌تر کند.
چه چیزی می‌تواند این یافته‌ها را توجیه کند؟ محققان ادعا می‌کنند که فرزندان اول سرمایه‌گذاری بیشتری بر روی ارتباط با مادر انجام می‌دهند. همچنین معتقدند که تاثیرات ترتیب تولد می‌تواند ریشه‌های زیستی نیز داشته باشد. فرایندهای دوران جنینی و تغییرات سیستم ایمنی بدن مادر که با تعداد زایمان‌ها مرتبط است، تفاوت‌های بسیاری را در ارتباط با سلامت، هم در دوران جنینی و هم برای نوزاد تازه متولد شده ایجاد می‌کند.

 

درآمد

آیا ترتیب تولد می تواند بر میزان درآمد شخص در آینده اثرگذار باشد؟ مطالعات انجام شده، در نهایت تعجب به ما نشان می‌دهند که می‌تواند. بررسی داده‌های جمع‌آوری شده از مردان متولد سال‌های ۱۹۳۵ تا ۱۹۵۶ در یازده کشور اروپایی، میزان درآمد فرزندان اول را در مقایسه با فرزندان آخر، ۱۳/۷ درصد بالاتر نشان داد. ولی این مطالعات پیچیدگی‌هایی نیز نشان داده‌اند: این تفاوت موقتی است و تا ۱۰ سال پس از ورود به بازار کار از بین می‌رود.

درحالی که فرزندان اول بیشتر مایلند در مشاغل بهتر و سطح بالاتر آغاز به کار کنند، فرزندان آخر این شکاف را با تغییر شغل زودتر و بیشتر، و در نتیجه پیدا کردن مشاغلی با درآمد بالا جبران می‌کنند. به علاوه فرزندان آخر در مقایسه با اولی‌ها ریسک‌پذیرتر هستند و در نتیجه در زندگی حرفه‌ای‌شان فرصت‌های شغلی بیشتری را تجربه می‌کنند.



از پیدا شدن جسد زن در حاشیه جاده تا جستجو برای حل معمای قتل
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:49 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 1 )



با پیداشدن جسد زن میانسال در حاشیه جاده یکی از روستاهای اطراف شهرستان فومن دراستان گیلان تحقیقات جنایی برای کشف جنایت آغازشد.

معمای قتل زنی که در روستاهای گیلان جسدش پیدا شد

 هفته گذشته یکی از اهالی روستا هنگام عبور ازجاده خاکی با جسد زن ناشناس روبه‌روشد وبلافاصله موضوع را به پلیس 110خبرداد.دقایقی بعد نیزمأموران پاسگاه خود را به محل وقوع حادثه رسانده و با اعلام موضوع به بازپرس و تیم جنایی تحقیقات مقدماتی دراین باره کلید خورد.شواهد نشان می‌داد زن میانسال که شلوار جین آبی و تی‌شرت خاکستری بر تن داشت درمحل دیگری با چاقو به قتل رسیده و جسدش پس ازانتقال به جاده روستایی درآنجا رها شده است.

 
سرهنگ«محمدرضا جعفری خیرخواه» معاون اجتماعی پلیس گیلان در این باره گفت:جسد پس از بررسی‌های مقدماتی با دستوربازپرس به پزشکی قانونی منتقل شد. وی با اشاره به اینکه پس از دو روز تحقیقات، هویت مقتول مشخص شد، بیان داشت: این زن سابقه دار اهل و ساکن رشت بوده که اعتیاد به مواد مخدر نیز داشته است.
 
به گفته وی، تحقیقات پلیس جنایی برای شناسایی و دستگیری قاتل یا عاملان جنایت ادامه داشته و به محض کشف پرونده، اطلاع‌رسانی رسمی از سوی پلیس صورت خواهد گرفت.  
معاون اجتماعی پلیس گیلان با انتقاد از برخی پایگاه‌های خبری که عجله و شتابزدگی را در این ماجرا چاشنی کار خود قرار داده‌اند، گفت: عجله و شتابزدگی در انتشار خبر سبب دامن زدن به شایعات شده و عامل اختلال در کار پلیس می‌شود.

 

منبع: ایران



جسد پدرخوانده همسرم را با اسید سولفوریک از بین بردم
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:47 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 1 )
جسد پدرخوانده همسرم را با اسید سولفوریک از بین بردم

 

بعد قتل کامران، آتوسا از آنجا رفت، من نیز از آنجا خارج شدم و بشکه‌ای بزرگ خریدم، پس از آن جسد کامران را داخل بشکه انداختم و با کمک دو کارگر بشکه را به پاکدشت بردم، در آنجا بشکه را پر از اسید سولفوریک کردم و بشکه چند ماه آنجا بود ...

قاتل: جسد پدرخوانده نامزدم را داخل بشکه پر از اسید سولفوریک انداختم

 5 اردیبهشت 94 مرد میانسالی با مراجعه به شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران اظهار داشت کامران برادر شصت و هشت ساله‌اش مفقود شده است؛ وی در ادامه اظهاراتش به سجاد منافی آذر؛ بازپرس این شعبه گفت: چند سال قبل به آلمان رفتم و در آنجا سکونت دارم، از آنجا تلفنی با برادرم کامران در ارتباط بودم، کامران حدود 30 سال قبل دختری به نام آتوسا را به فرزند‌خواندگی خودش قبول کرد.

وی ادامه داد: من آتوسا را هیچوقت ندیدم اما کامران همیشه از او تعریف می‌کرد و به او علاقه داشت؛ ارتباط تلفنی من و کامران ادامه داشت تا اینکه از حدود دو سال قبل دیگر وی پاسخگوی تلفنهایم نبود و تماسهایش نیز با من قطع شد، من هیچ خبری از او نداشتم و هیچ کدام از فامیلها نیز خبری از او نداشتند، من نیز به دلیل مشغله کاری نمی‌توانستم به ایران بیایم اما دیگر دلم طاقت نیاورد و به ایران آمدم، زمانیکه به ایران رسیدم به خانه برادرم در شرق تهران رفتم اما متوجه شدم که خانه او، دو سال قبل به فروش رفته است و اکنون برای یافتن او از شما درخواست کمک دارم.

پس از ثبت فقدانی کامران، تلاش برای یافتن وی آغاز شد و مشخص شد حقوق بازنشستگی وی همچنان به حسابش واریز و برادشت می‌شود همچنین بررسیها نشان داد که آتوسا دو سال قبل منزل کامران را فروخته، محل سکونتش را تغییر داده و مدتی است که با مردی در شمال کشور ازدواج کرده و در آنجا سکونت دارد.

با کشف این سرنخ تلاش برای دستگیری آتوسا آغاز شد و اواخر تیر سال گذشته آتوسا و نامزدش در چمستان نور دستگیر شدند.

پس از دستگیری آتوسا وی و همسرش به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شدند، آتوسا در همان ابتدای تحقیقات به قتل پدرخوانده‌اش اعتراف کرد و در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: حدود 10 سال قبل فهمیدم پرورشگاهی و فرزندخوانده کامران هستم، از چند سال قبل رفتارهای کامران با من تند شد و حتی مرا به مرگ تهدید می‌کرد، روز وقوع قتل با همسرم بیرون رفته بودم، زمانیکه برگشتم کامران مرا کتک زد، به طرفم حمله‌ور شد و قصد خفه کردنم را داشت، همسرم که جلوی در منزل کامران بود به داخل خانه آمد و دو ضربه با گلدان به سر کامران زد.

وی ادامه داد: بعد از این اتفاق از آنجا به خانه دوستم رفتم و همسرم مدعی شد که جسد کامران را به پاکدشت برده و در آنجا دفن کرده است اما هر زمان خواستم مکان دفن کامران را به من نشان دهد، او بهانه می‌آورد تا اینکه پس از دستگیری متوجه شدم همسرم جسد کامران را در اسید سولفوریک سوزانده است همچنین بعد قتل با وکالتی که از کامران داشتم خانه‌اش را به مبلغ 270 میلیون تومان فروختم و ابتدا با مقداری از آن پول، خانه‌ای در تهران اجاره و در آنجا زندگی کردیم و بعد از آن با مابقی پول ویلایی در چمستان خریدیم و به آنجا رفتیم.

همسر آتوسا نیز درباره نحوه قتل کامران به بازپرس گفت: در یک کارخانه بلورسازی در اطراف پاکدشت مشغول به کار بودم، پس از آشنایی با آتوسا تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم، می‌دانستم کامران مرد بداخلاقی است اما کامران با من دوست شد، روز حادثه، آتوسا را به خانه کامران رساندم؛ جلوی در منزل آنها ایستاده بودم که متوجه سر و صدایی از داخل خانه شدم، زمانیکه داخل خانه رفتم، دیدم کامران گلوی آتوسا را گرفته و در حال خفه کردنش است، به همین دلیل با یک گلدان شیشه‌ای ضربه‌ای به سر کامران زدم و پس از آنها دستم را جلوی دهانش گرفتم و او خفه شد.

همسر آتوسا در ادامه گفت: بعد قتل کامران، آتوسا از آنجا رفت، من نیز از آنجا خارج شدم و بشکه‌ای بزرگ خریدم، پس از آن جسد کامران را داخل بشکه انداختم و با کمک دو کارگر بشکه را به پاکدشت بردم، در آنجا بشکه را پر از اسید سولفوریک کردم و بشکه چند ماه آنجا بود، سرانجام نیز با کمک یکی از کارگران بشکه را داخل رودخانه‌ای فصلی در حوالی قرچک انداختیم.

پس از اظهارت آتوسا و همسرش، بازسازی صحنه قتل کامران در حضور سجاد منافی آذر؛ بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران انجام شد همچنین با صدور جلب به دادرسی و کیفرخواست برای متهمان این پرونده آنها به‌زودی برای محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران حاضر خواهند شد.

 


منبع : تسنیم

 



کار فوق العاده عروس داماد تهرانی + عکس
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:42 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 1 )



عروس داماد تهرانی به جای کارت عروسی به مهمانان نهال مهر دادن. نهال مهر کاکتوسی است که زنان کارتن خواب پرورش میدهند...

نهال مهر به جای کارت عروسی

میهمان‌های این عروسی متفاوت دعوت می‌شوند. همه آنها به جای اینکه کارت عروسی بگیرند، گلدان‌های کوچک «نهال مهر» را دریافت می‌کنند که روی آن نوشته یادگاری زندگی مشترک‌مان.

مریم مومن‌زاده و میثم کارگر‌آزاد، عروس و دامادی هستند که تصمیم گرفتند در بزرگ‌ترین جشن زندگی‌شان یک کار متفاوت کنند؛ کاری که بتوانند با آن به عده‌ای کمک کنند و قرعه به نام کارتن‌خواب‌ها افتاد. آنها تصمیم گرفتند برای بهبودی معتادان کارتن‌خواب‌ کاری انجام بدهند. همین نیت بهانه‌ای شد تا تصمیم بگیرند، به جای کارت عروسی، گلدان‌های کوچک «نهال مهر» را به دوستان و آشنایانشان بدهند؛ گلدان‌هایی که کارتن‌خواب‌های بهبودیافته پرورانده‌اند و آنها را می‌فروشند.

مریم می‌گوید: «ما دوست داشتیم در روز عروسی‌مان کاری کنیم که عده‌ای دیگر هم با ما خوشحال شوند؛ این شد که به فکر خریدن گلدان‌های «نهال مهر» افتادیم. گلدان‌هایی که با خریدش می‌توانیم به بهبود معتادان کارتن‌خواب کمک کنیم.»

او می‌افزاید: «شاید فکر خرید گلدان به جای کارت عروسی خیلی عجیب باشد، اما واقعا می‌توان تغییر را از هر جایی شروع کرد. یعنی می‌توان به جای اینکه از کارها و عادت‌هایی که همه عروس و دامادها انجام می‌دهند پیروی کنیم، خلاقیت به خرج بدهیم و کار متفاوتی کنیم. کاری که هم هدیه دادن گلدان در آن وجود دارد و هم کمک به بهبودی کارتن‌خواب‌ها. تصور کنید به جای کارت عروسی یک گلدان به آنها می‌دهیم که  سبب می‌شود همیشه خاطره روز عروسی ما در ذهن‌شان بماند. زمان و محل مراسم را هم در کاغذ کوچکی که روی گلدان چسبیده، توضیح داده‌ایم.»

میثم هم می‌گوید: «هدیه دادن گل چند فایده دارد. ما با این کار توانستیم به محیط‌زیست کمک کنیم و به جای اینکه کارت‌های کاغذی که بیشتر افراد آنها را دور می‌ریزند بخریم، گلدان‌هایی را هدیه می‌دهیم که سال‌ها در خانه‌هایشان به یادگار می‌ماند.»

او می‌افزاید: «از اینکه نماد زندگی‌مان گل است که می‌تواند رشد کند و باقی بماند، خیلی خوشحالم. شاید خیلی‌ها تصور کنند گلدان کاکتوس نمی‌تواند هدیه مناسبی باشد، اما این را باید بگویم به قول دوستانم در «جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها» کاکتوس در سخت‌ترین شرایط می‌تواند زندگی کند. درست مانند برخی معتادان کارتن‌خواب بهبودیافته که در سخت‌ترین شرایط توانسته‌اند زندگی کنند و حالا به جایی رسیده‌اند.»

میثم و مریم با هم‌ قدمی جدید برداشته‌اند که هم به محیط‌زیست کمک کرده و هم به بهبود معتادان کارتن‌خواب که می‌خواهند از وضعیت گذشته‌شان رها شوند.

photo_2016-09-11_10-26-05.jpg

منبع:آریا نیوز



گفتگوی عجیب و خواندنی با امام جماعت ایرانی عضو داعش!
دوشنبه 22 شهریور 1395 ساعت 00:40 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 4 )



مصاحبه ای با «توحید قریشی» از ایرانیان پیوسته به داعش، این مصاحبه را «سعید رضاپور» و «سیدعباس موسوی» انجام داده‌اند

گفتگوی عجیب و غریب با عضو ایرانی داعش

ماهنامه‌ی «راه‌نما» که نشریه تخصصی مطالعات تروریسم است از سوی بنیاد هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) و با مدیریت «سید محمدجواد هاشمی‌نژاد» (فرزند شهید هاشمی‌نژاد) منتشر می‌شود. این مجله در دوازدهمین شماره‌ی خود به مصاحبه با «توحید قریشی» از ایرانیان پیوسته به داعش پرداخته است. این مصاحبه را «سعید رضاپور» و «سیدعباس موسوی» انجام داده‌اند:

در میان داعش برخی از فریب‌خوردگان ایرانی به چشم می‌خورد. سال گذشته بود که حجت‌الاسلام علوی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران از دستگیری ده‌ها عضو ایرانی این گروه پرده برداشت تا مشخص شود علی‌رغم بی‌اعتمادی نسبی داعشی‌ها به ایرانی ها، هستند ا‌یرانیانی که به این گروه تکفیری پیوسته‌اند. توحید قریشی جوان ۳۲ساله که اهل یکی از روستاهای شهرستان تالش در استان گیلان می‌باشد ازجمله این افراد است.

او پیش از پیوستن به داعش، امام‌جمعه روستای شلقون تالش بوده است. وی بیش از شش ماه عضو این گروه بوده است. قریشی بخشی از دروس دینی خود را در یکی از مدارس دینی سیستان‌وبلوچستان خواند. از آن‌جا برای تکمیل تحصیلات به یکی از کشورهای آفریقایی می‌رود، اما به‌دلیل محدودیت امکانات مجبور می‌شود به کشور برگردد. پس از آمادگی برای پیوستن به داعش از طریق یک قاچاقچی کرد وارد ترکیه می‌شود و پس از دو یا سه روز اقامت در یک خانه که محل اسکان اعضای جدید بوده به مرز سوریه می‌رود. 

در مرز به‌هیچ‌وجه بازرسی نمی‌شود. در دو‌سه کیلومتری داخل خاک سوریه توسط افرادی تحویل گرفته می‌شود و وارد یک پایگاه آموزشی می‌شود و پس از گذران یک دوره آموزشی هفت تا ده روزه به میدان جنگ اعزام شد.

او در اشغال یکی از روستاهای سوریه توسط داعش حضور داشته است، هرچند وی در گفت‌وگو با ما مدعی است تنها یک سرباز معمولی داعش بوده، اما اطلاعات موجود نشان می‌دهد وی جایگاه امیری داشته است.

قریشی علی‌رغم ازدواج در ایران، با همسر روس یکی از کشته‌شدگان داعش ازدواج می‌کند و در نهایت مدعی شده است که هر دو آن‌ها شبانه از پایگاه داعش فرار می‌کنند و به‌سمت ترکیه می‌روند. در مرز ترکیه برخلاف دریافت تسهیلات برای ورود به خاک سوریه، این بار برای خروج از سوریه و ورود به ترکیه شاهد سخت‌گیری شدیدی بوده است.

مرزبانان ترک وی را به‌سمت ایران دیپورت می‌کنند، اما همسر روسش را بازداشت می‌کنند که او هم بعد از مدتی به روسیه تحویل داده می‌شود. قریشی در نهایت در سال ۱۳۹۲ هنگام ورود مخفیانه به پایانه آزادی تهران دستگیر می‌شود.رسانه‌های ضدانقلاب با وارونه‌نمایی جرم او را فعالیت مذهبی و تبلیغ برای اهل‌سنت معرفی کرده‌اند.

قریشی در این مصاحبه نشان داد که علی‌رغم انتقاد از برخی اقدامات داعش، همچنان کلیت این گروه تروریستی را قبول دارد و در برخی مقاطع از گفت‌وگو به‌دنبال ترسیم چهره‌ای مثبت از این گروه بوده است. در حال حاضر وی موضعی ضد داعشی اتخاذ کرده و در دوره محکومیت خود، سخنرانی هایی علیه این گروه برای زندانیان برگزار می کند.

مشروح این گفتگو را در ذیل می خوانید:

راه‌نما: در ابتدا خودتان را معرفی کنید.

توحید قریشی هستم.

 

راه‌نما: به چه کاری مشغول بودید؟

روحانی و امام جماعت بودم.

 

راه‌نما: اهل کجا هستید؟

یکی از روستاهای تالش.

 

راه‌نما: قبل از اینکه امام جماعت شوید چه فعالیتی انجام می‌دادید؟

بعد از گرفتن مدرک دیپلم به زاهدان رفتم و در آن‌جا به حفظ قرآن پرداختم. بعد از مدتی امام جماعت و بعد هم امام‌جمعه شدم.

 

راه‌نما: به چه صورتی با داعش آشنا شدید؟

به سایت اینترنتی آن‌ها رفته بودم. نوشته‌هایشان را به زبان عربی خوانده بودم.

 

راه‌نما: انگیزه‌ شما از پیوستن به این گروه چه بود؟

عامل اصلی، جنایت‌هایی بود که در آن‌جا می‌شد. کشتن مردم و تجاوز به ناموس آن‌ها. برای دفاع از مردم و مقابله با این ظلم و جنایت به آن‌جا رفتم!

 

راه‌نما: چگونه به سوریه رفتید؟

از شخصی در مالزی شماره گرفتیم. شماره فردی را که در ترکیه بود داد. او آدم‌ها را به آن‌جا می‌فرستاد. به ترکیه رفتیم و او مرا به سوریه برد. ده روز در حلب بودم و از آن‌جا به وقده و بعد به «الشراره» رفتم.

 

راه‌نما: چند نفر بودید؟

سه نفر.

 

راه‌نما: در ایران با داعش بیعت کردید یا در سوریه؟

در سوریه؛ بیعت در ایران معنی ندارد.

 

راه‌نما: شروط پیوستن به داعش چیست؟ آیا صرف بیعت کفایت می‌کند؟

باید فرد مسلمان و سنی باشد و مشروعیت گروه را قبول داشته باشد.

 

راه‌نما: آیا نیاز به انجام کاری به شکل عملی برای نشان‌دادن وفاداری به گروه هست؟

چیز خاصی نیست. نباید نافرمانی شود و باید هرچه گفتند انجام دهی.

 

راه‌نما: یعنی اگر از همان اول ورود، عملیاتی انجام شود او را به میدان می‌فرستند؟

اول یکی‌دو هفته‌ای آموزش هست و بعد از این آموزش به‌عنوان فردی از گروه شناخته می‌شوی.

 

راه‌نما: وضعیت ایرانی‌ها در آن‌جا چطور است؟ 
وضعیت خاصی ندارند. مثل بقیه هستند. البته مقداری در قبول‌ و اطمینان کردن به ایرانی‌ها سخت می‌گیرند. کمی بی‌اعتمادند و می‌گویند شاید ایرانی‌ها برای کار دیگری آمده‌اند. 

 

راه‌نما: چه کاری اعتماد آن‌ها به ایرانی‌ها را جلب می‌کند؟

این‌ها سؤال‌های تخصصی است و من نمی‌دانم! 

 

راه‌نما: چه مدتی در داعش بودید و چه جایگاهی داشتید؟

شش ماه‌ونیم. سرباز صفر بودم. 

 

راه‌نما: چگونه شد به ایران برگشتی؟

با آن‌ها دچار مشکل شدم و برگشتم. 

 

راه‌نما: چه مشکلی؟ اعتقادی یا سیاسی؟

مشکل فکری، روش و کار آن‌ها. در قضیه تکفیر از اصول و ضوابطی که در فقه و مذهب اهل‌سنت هست خارج شده بودند. همچنین به‌خاطر افراط و تفریط و رفتارشان با مردم. 

 

راه‌نما: مگر پیش از پیوستن به گروه درباره این رفتار آن‌ها چیزی نمی‌دانستید؟

حرف‌هایی را که درباره دولت اسلامی عراق و شام (داعش) گفته می‌شد، تهمت حساب می‌کردیم. مسائلی را هم قبول داشتم و می‌گفتم مطابق شرع است. مسائلی هم بود که نمی‌دانستم بین آن‌هاست. رفتم و از نزدیک دیدم که هست. کارهایی را که نمی‌دانستم، دیدم و آنچه فکر می‌کردم درست است. وقتی آن‌جا عملی‌شدن و نتایج و آثارش را دیدم، متوجه شدم که اشتباه است. 

 

راه‌نما: شما آن‌جا هم مجبور به انجام چنین اقدامات تکفیری بودید؟

در اعتراض به آن‌ها بود که بیرون آمدم. 

 

راه‌نما: باعث ناراحتی آن‌ها نشد؟

چرا ناراحت شدند و گفتند اگر خوشتان نمی‌آید بروید بیرون! 

 

راه‌نما: نمونه‌هایی از این خشونت‌ها را بیان می‌کنید؟

مثلاً درباره رفتار با مردم، اگر به کسی شک می‌کردند او را دستگیر می‌کردند و با دادگاه‌های سریع و اثبات‌نشده، آن‌ها را اعدام می‌کردند. 

 

راه‌نما: داعش طلبه‌هایی که حداقل اطلاعات دینی را دارند به‌عنوان قاضی تعیین می‌کند. جان انسان‌ها در دست این قضات است. آیا این درست است؟

آدم‌های باسوادی هم بین آن‌ها پیدا می‌شود. ولی وقتی امور دست آن‌هایی که پخته نشدند قرار می‌گیرد، حالا گیریم طرف باسواد هم باشد، ولی اصول فکریش انحراف دارد. اصول فکریش سخت‌گیری در احکام است. 

 

راه‌نما: اعضای گروه در مباحث اعتقادی چگونه هستند؟

پایبند احکام اسلامی هستند. در سرمای زمستان پتو روی خود می‌اندازند و نماز شب می‌خوانند! ببینید این‌ها چگونه جانشان را در عراق فدا می‌کنند. اگر به‌جای ارتش و نیروهای مردمی عراق، شصت کشور دیگر هم بیاید و با آن‌ها بجنگد، باز هم مقاومت می‌کنند. آنچه در رسانه‌ها درباره آن‌ها می‌گویند مضحک است! 

برخی رهبران و نظریه‌پردازان جریان سلفی مانند ابوقتاده، داعش را خوارج زمان می‌داند. آن‌ها شبیه خوارج شده‌اند. کار خوارج افراط در تکفیر و قتل بود. 

راه‌نما: شناخت شما از جبهه‌النصره چگونه است؟ 

آن‌ها مثل داعش هستد، از نظر شخصیتی و درون‌مایه و اعتقادات مثل هم هستند. مثلاً در موضوع تکفیر. النصره در سوریه از دولت اسلامی عراق و شام (داعش) محبوب‌تر است. دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در آخر لیست محبوبیت قرار دارد. 

 

راه‌نما: ارتش آزاد چطور؟

هیچ محبوبیتی ندارد. چون افرادش پایبند نیستند. به اموال مردم تعرض می‌کنند و مردم رفتارشان را قبول ندارند. همچنین امنیت را نیز نمی‌توانند برقرار کنند. 

 

راه‌نما: شیوه‌های قتل داعش چهره خشنی از اسلام در غرب ساخته است. چه صحبتی راجع‌به سربریدن‌های داعش دارید؟ آیا همه اعضا این کار را می‌کنند؟

اطلاعاتم مربوط به یک سال پیش است. اکنون در زندان تلویزیون نگاه می‌کنم و اگر این خبرها درست باشد، ظاهراًخیلی زیاد سر می‌بریدند. از نزدیک ندیدم و آن زمان که آن‌جا بودم این‌گونه نبود؛ یعنی کسی را می‌خواستند اعدام کنند روش معمولشان تیر خلاص بود. 

 

راه‌نما: در موضوع توهین داعش به مقدسات و انبیاء و تخریب قبور آنان مانند تخریب مزار و نبش قبر حجر بن عدی و تخریب مقبره حضرت یونس(ع) را که شاید خبر داشته باشید منفجر کردند و منهدم کردند. آیا همه به این روش اعتقاد دارند؟

بی‌احترامی به انبیاء کفر است. کسی به پیامبری توهین کند مثلاً به پیامبر اسلام توهین کند حتی در صورت توبه اعدام می‌شود. این جزء فقه سلفیه هست. چرا؟ چون می‌گوید توهین یعنی تعرض به حق پیامبر. اگر توبه هم کرد، پیش خدا قبول است، اما حق پیامبر باید گرفته شود. البته قضیه تخریب قبور را توهین انبیاء نمی‌دانند و می‌گویند تخریب قبور خودش راه انبیاء است! 

 

راه‌نما: جهاد نکاح از آن موضوعاتی است که به‌شدت با نام داعش پیوند خورده است. توضیحی راجع‌به آن بدهید.

از اساس دروغ است! این ادعاها فقط در رسانه‌های ایران مصرف دارد. حتی رسانه‌های غربی و عربی هم از این حرف‌ها نمی‌زنند. این حرف‌ها ما را به‌جایی نمی‌رساند. 

راه‌نما: در همه رسانه‌های خارجی به موضوع جهاد نکاح پرداخته شده است. چه سایت‌های شیعه و چه سایت‌های سنی در همین کشورهای عربی؟

شاید منظور کنیزها باشند و شما اشتباه گرفته‌اید. 

راه‌نما: خیر؛ موضوع کنیزها و زنان جهاد نکاح با هم متفاوت است. زنانی هستند که به داعش می‌پیوندند و به‌عنوان مجاهدات شناخته می‌شوند. این‌ها چه نقشی در گروه دارند؟

این‌ها با شوهران خود به آن‌جا می‌روند. 

راه‌نما: اما تعداد زیادی از زنان و دختران مجرد هم هستند که به داعش ملحق می‌شوند؟

نه؛ کسی مجرد نمی‌آید. مگر اینکه مثلاً برادرش آن‌جا باشد و یا مثلاً پدرش آن‌جا باشد. از او خواسته باشد کشور کافر را رها کند و بیاید پیش خودش برای زندگی! این مجاهدات هم که گفته می‌شود منظور زن‌های این افراد داعش هستند؛ یعنی مردشان مجاهد و زنش مجاهده می‌شود. 

 

راه‌نما: چرا تاکنون داعش نبرد خودش را متوجه اسرائیل نکرده، آن‌ها در سوریه‌ای هستند که به‌هرحال هم‌مرز با فلسطین اشغالی است، و سلاح این‌ها متوجه بدنه امت اسلام شده است ؟ خیلی از بی‌گناهان که کشته می‌شوند، توسط این‌ها، بمب‌گذاری‌های روزانه، قتل‌ها، تخریب خیلی از اماکن، این پرسشی هست که در ذهن می‌آید که با این امکاناتی که خود داعش و بقیه جریان‌های افراط‌گرا دارند، چرا این امکانات در واقع متوجه رژیم غاصب اسرائیل نمی‌شود؟

اسرائیل بچه آمریکا حساب می‌شود. راه‌ها برای رفتن به اسرائیل برای این گروه‌ها بسته است! آن‌ها می‌گویند هروقت باز شود می‌رویم. چون حزب‌الله در مرز با اسرائیل مستقر است اگر داعش یا النصره یا احرار الشام یا هر گروه دیگری بخواهد در اسرائیل عملیات کند اولین کسی که جلویش را می‌گیرد حزب‌الله است! 

 

راه‌نما: اینکه هرازگاهی عملیاتی علیه اسرائیل توسط گروه‌هایی مثل حماس و غیرحماس اتفاق می‌افتد، نشان می‌دهد این بهانه‌ها واهی است. اعضای گروه‌های تروریستی و افراطی در همه کشورهای پیرامونی حتی در فلسطین وجود دارند. لذا به‌نظر نمی‌رسد مشکل خاصی برای مبارزه آن‌ها با اسرائیل باشد. منافع آمریکا و اسرائیل در خلیج فارس نیز وجود دارد. چرا گروه‌های حاضر در آن‌جا علیه این منافع اقدام نمی‌کنند؟ به‌نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در حاشیه امنی قرار دارند.

گروهی مثل انصار بیت‌المقدس تاکنون چندبار عملیات انجام داده است، اما حماس نمی‌گذارد. می‌گوید این‌ها افراطی هستند. گذشت زمان خیلی چیزها را مشخص می‌کند. شاید این‌ها راست می‌گویند و شاید هم دروغ. 

 

راه‌نما: کمی از اوضاع شخصی خود بگو. چند فرزند داری؟

سه پسر. پنج‌ساله، سه‌ساله و چند ماهه. 

راه‌نما: به غیر از فقه چه مطالعاتی داشتید؟

زمانی که طلبه شدم بیشتر کتاب‌های اسلامی مطالعه می‌کردم. 

 

راه‌نما: رشته شما در دبیرستان چه بود؟

ریاضی فیزیک. 

 

راه‌نما: اینکه یک نفر ریاضی فیزیک با حساب صفر و یکی در روستایی دورافتاده در ایران بگوید چون بشار اسد جنایت می‌کند، بروم و از کیان اسلام دفاع کنم، این برای من تا اندازه‌ای مفهوم نیست. ولی فهم اینکه این آدم چرا می‌رود آن‌جا؟

این آدمی که از داخل تالش از یک روستایی بلند می‌شود و می‌رود آن‌جا، این مهم است. شاید شما مشکل دارید که قضیه را متوجه نمی‌شوید. انگیزه من همان بود که گفتم. اینکه چه عواملی باعث می‌شود یک نفر به اینجا برسد، خب خیلی‌ها هستند که رسیدند به همان جایی که من الان رسیدم. این قضایا ریشه‌های زیادی دارند و این فکر هم روزبه‌روز منتشر می‌شود. فکر می‌کنم از همان زمان طالبان تا الان شاید صد برابر شده باشند. این حرکت‌ها و این‌ها، فکر می‌کنم که کنترل هم نمی‌شوند. فکر می‌کنم تا به جایی نرسند، آرام نمی‌شوند. گاهی فکرهایی می‌کنم، شاید جالب نباشد ولی مدتی است به این فکر رسیدم که اگر سران دنیا جمع شوند و مثل کشور واتیکان کشوری به این افراد دهند، مثلاً جزیره‌ای در اقیانوس بدهند و بگویند حکومت اسلامی را داشته باشید و سر ببرید و کنیز بگیرید، ‌خیلی آرام باشند. خیالشان راحت بشود. خیلی از این‌ها عقده‌شان این است که می‌گویند ما هیچ کجای دنیا جایی نداریم و همه دنیا ما را طرد می‌کند. می‌خواهیم یک جایی وجود داشته باشد که دولت اسلامی و خلافت اسلامی هم باشد. 

 

راه‌نما: با توجه به سرعت عمل دولت آمریکا در قلع و قمع طالبان و حکومت صدام‌حسین، آیا تساهل و انفعال آمریکا و ائتلاف نشان‌دهنده این نیست که داعش دست‌ساز آمریکاست؟

ببیند، شما از یک طرف می‌خواهید بگویید که داعش دست‌نشانده آمریکاست؛ از طرف دیگر انتظار از آمریکا دارید داعش را بردارد. این تناقض است. ما اول این تناقض را حل کنیم، بعداً با هم صحبت می‌کنیم. 

 

راه‌نما: هر دوی آن‌ها به یک نتیجه می‌رسد. اگر دست‌نشانده باشد باید انتظار داشت که آمریکا آن‌ها را جمع نکند.

خب، پس چرا با او می‌جنگد؟ این یک سؤال دیگر. 

 

راه‌نما: با این فرض که دولت آمریکا جهان اسلام را تهدیدی برای خود می‌داند و قصد دارد بین آن‌ها اختلاف ایجاد کنند. آیا آمریکا و انگلیس در طول قرن‌ها تا کنون چنین اقدامی نکرده‌اند؟

اعتقاد نظری و عملی دارم که دولت اسلامی عراق و شام (داعش) مطابق شریعت عمل نمی‌کند و مثل خوارج است. وقتی از نظر فکری متوجه می‌شوم که این گروه اشتباه حرکت می‌کند، از آن جدا می‌شوم و با آن مخالفت هم می‌کنم. حالا چه دست‌نشانده گروهی باشد چه نباشد. لازم نیست اصلاً بحث شود که دست‌نشانده هست یا نیست! 

 

راه‌نما: تحلیل شما راجع‌به داعش و نقشی که در جهان اسلام بازی می‌کند، چیست؟ فارغ از این‌که اصلاً دست‌نشانده هست یا نیست.

این را من الان نمی‌توانم جواب بدهم. چون از زمانی که من دستگیر شدم تا الان، ظاهراً تغییرات زیادی در داعش پیش آمده است، که الان نمی‌توانم جواب بدهم! 

 

راه‌نما: تغییرات در تاکتیک‌هاست نه در راهبردها.

ممکن است داعش تا الان این‌قدر منحرف شده باشد که فقط به ضرر اسلام باشد، ولی من الان نمی‌دانم آن‌ها در چه حدی هستند و علمای اسلام چه می‌گویند و چه کارهایی کردند. جزئیاتش را نمی‌دانم و اکنون نمی‌توانم نظر بدهم. 

 

راه‌نما: این پاسخ غیرمنطقی است. در نظردادن باید شجاع بود. الان مثلاً در این نه ماهی که تو در داعش نبودی چه تغییری اتفاق افتاده است که آن‌ها منحرف باشند یا نباشند؟

من حسابی شجاع هستم! عراق نبودند آمدند عراق، کنیز گرفته‌اند. شک‌کردن در این امور اشکال ندارد. ممکن است غرب از این اشتباهات و انحراف داعش بهره‌برداری رسانه‌ای کند. 

 

راه‌نما: ممکن است یا می‌کند؟

می‌کند. قضیه سربریدن حتماً یک چیز خوبی برای مبارزه با اسلام است که بگویند، اسلام وحشتناک است و این‌ها خوب طبیعیه. 

 

راه‌نما: همین موضوع کاریکاتوری که نشریه فرانسوی علیه پیامبر (ص)کشید و داعش با شیوه کشتار اعضای آن نشریه، باعث موجی از اسلام‌ستیزی شد. البته تلویزیون می‌گفت این‌ها عضو القاعده بودند نه داعش.

 

راه‌نما: دو برادر الجزایری مسبب حادثه قبلاً با ابوبکر البغدادی بیعت کرده بودند. داعش هم مرگ آن‌ها را تسلیت گفته بود. اتفاق زمانی افتاد که یکی دو هفته پیش از آن کاریکاتوری از البغدادی در همان مجله چاپ شده بود. راه‌نما: خانواده این افرادی که به داعش می‌پیوندند که از کشورهای مختلف هم هستند، این‌ها چگونه امرار معاش می‌کنند؟ خود آن کسی که به داعش می‌پیوندد آیا این‌ها در واقع حقوقی می‌گیرند؟ به‌هرحال خورد و خوراک هست، اما به‌قول معروف پول تو جیبی هم به افراد می‌دادند. 

راه‌نما: چقدر است، فرق می‌کند از یک شخص تا یک شخص دیگر؟

برای داخلی و خارجی فرق می‌کند. 

 

راه‌نما: یعنی ملاک، تفاوت داخلی و خارجی است یا نه. سرباز و امیر و بعد بالاتر و…

من از حقوق کسانی که امیر بودند خبر نداشتم، ولی به سربازها به مقدار مساوی می‌دادند. 

 

راه‌نما: چقدر به هر نفر می‌دادند؟

آن زمان تقریباً نفری هفتاد دلار در ماه. 

 

راه‌نما: خانواده‌های این‌ها چطور؟ شما که خانواده خود را رها کرده بودید وضعیت امرار معاش و تأمین مالی خانواده شما و هزاران خانواده دیگر چگونه بود. 

در قبال آن‌ها مسئولیت قبول نمی‌کردند، ولی اگر کسی خانواده‌اش هم با وی داخل گروه بود به او هم حقوق می‌دادند. 

 

راه‌نما: داخل خود سوریه؟

بله؛ داخل خود داعش. یعنی کسانی که با خانواده‌هایشان آمده بودند. 

 

راه‌نما: زندگی روزمره یک عضو داعشی چگونه است؟ فرض کن حالا اگر عملیاتی نباشد یا در روز عملیات و برنامه نظامی نباشد، کلا روزتان را چگونه می‌گذراندید؟

بستگی دارد چه پستی باشند. مثلاً پست نگهبانی فرق می‌کند، در جبهه باشد نیز فرق می‌کند. تقریباً به دو قسمت تقسیم می‌شود: استراحت و کار.

 

منبع: جام



نیوشا ضیغمی پس از سالها درباره جراحی بینی و زیبایی اش صحبت کرد!
شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 18:27 | نوشته ‌شده به دست shahrakkhabar | ( نظرات 4 )



نیوشا ضیغمی بازیگر کشورمان درباره جراحی زیبایی و اقداماتی که برای زیبایی اش انجام می دهد صحبت کرد.

جراحی زیبایی نیوشا ضیغمی

 زیبایی و خوش پوشی این روزها بین همه مرسوم شده است و بی شک بازیگران به واسطه شغل شان بیشتر از عموم مردم درگیر این قضیه هستند. در بنی بازیگران نیوشا ضیغمی بازگیری است که خوش پوشی و زیبایی اش زبانزد است. بازیگری خوش اخلاق که معتقد است نمی تواند علاقه اش به زیبایی و شیک پوشی را پنهان کند و از سال ها پیش مراجعه کننده پر و پاقرص مراکز زیبایی بوده است. او مثل برخی دیگر از همتایانش به ظاهر شیک و برازنده اهمیت می دهد و برخلاف نظرات مخالف و انتقادهایی که گاهی به او می شود سعی می کند همیشه در مراسم مختلف آراسته ظاهر شود.

فقط با جراحی زیبا نمی شوید

مقوله زیبایی یک چیز کاملا سلیقه ای است و در کشورهای مختلف نگرش های متفاوتی به زیبایی دارند. هر کس از نگاه خودش یک چیز را زیبا یا زشت تشخیص می دهد. ولی من فکر می کنم، زیبایی آدم ها بیشتر از هر چیز به سلامتی روح بر می گردد و درواقع آنچه در پوست و مو می بینیم، واکنشی از سلامتی روح است. این بحث کلی است ولی با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی در مورد مساله پوست و زیبایی، آدم ها این امکان را دارند که تا سنینی بالا هم بتوانند پوست خیلی خوبی داشته باشند. البته لزوما رسیدگی و مراقبت از پوست نیازی به جراحی ندارد، چون می توان بدون جراحی هم پوست، مو و دندان خوب و سالمی داشت. اما به هر حال جراحی هم جزیی از زیبایی است که اختیار انجام دادن یا ندادن آن با خود فرد است. اما اصل قضیه این است که بدانیم در جامعه کنونی، علم پزشکی نسبت به 50 و 100 سال پیش پیشرفت زیادی کرده است. پس چرا از این علم استفاده نکنیم.

اعتماد به نفس تان را بالا ببرید

هر کس صبح از خواب بیدار می شود و خودش را در آینه برانداز می کند براساس حساسی که نسبت به چهره خودش دارد، روزش یا خوب پیش می رود یا خراب می شود. زمانی که چهره تان را زیبا و سلامت می بینید، حال تان خوب می شود و اعتماد به نفس تان بالا می رود. یا بالعکس آدمی که اضافه وزن و ظاهری به هم ریخته دارد بی شک حال خوبی نخواهد داشت مگر این که ظاهرش چندان برایش مهم نباشد. 

ولی معتقدم کسی که ظاهرش برایش مهم است طبعا خوب یا بد بودن آن در روحیه اش تاثیر می گذارد. پس با توجه به پیشرفت علم خیلی از افراد این امکان را دارند که خودشان را تا سنین بالا سالم و جوان نگاه دارند و با این کار روحیه و اعتماد به نفس خود را هم حفظ کنند.
از جراحی بینی ام پشیمان نیستم


عمل زیبایی در تمام دنیا وجود دارد

راستش را بخواهید زمانی که یک برنامه تلویزیونی موجی درباره عمل زیایی به راه انداخته بود، از من هم دعوت شد که در برنامه حضور داشته باشم. ولی واقعیت این است که من همیشه از حاشیه فراری هستم و به همین دلیل ترجیح دادم حضور نداشته باشم. در نهایت هم دیدیم که بحث به شکلی تخصصی پیش نرفت و تاثیری هم نداشت و فقط حاشیه هایی ایجاد کرد. 

ببینید وقتی پزشکان متعددی تخصص هایی در این زمینه می گیرند، یعنی بحث زیبایی و عمل زیبایی بحث مهمی در دنیا محسوب می شود. در ضمن جراحی زیبایی نه تنها به عمل بینی یا مثلا پلک چشم و... مربوط نمی شود، بلکه افرادی هستند که در آتش سوزی، تصادف یا حوادث دیگری چهره شان آسیب می بیند. آن پزشک زندگی را به آن بیمار بر می گرداند. یا به طور مثال ورزشکاران احتمال شکستگی اجزای صورت شان خیلی زیاد است. وقتی چهره این افراد می تواند به حالت اولیه اش برگردد چرا باید از عمل جراحی حذر کنند؟!

تمام بازیگران مطرح دنیا از این علم استفاده می کنند ولی چیزی که در جامعه ما افراد را به فکر وا می دارد این است که آدم ها ذهن و فکرشان را رها کنند و تنها به جسم و فیزیک شان بها دهند. با این شیوه جامعه ما به جامعه ای زیبارو ولی تهی مغز تبدیل می شود. این جاست که جامعه آسیب پذیر می شود. اما اساس کسی نمی تواند ذات این ماجرا را زیر سوال ببرد. کارخانه های متعددی در دنیا محصولات زیبایی تولید می کنند و در کنار آن پزشکان زیادی درس می خوانند و تخصص خودشان را در رشته های مختلف زیبایی می گیرند. 

پس بی شک نمی توان منکر این قضیه شد. به نظرم سازندگان آن برنامه می توانستند خیلی دلسوزانه به این بحث نگاه کنند. آن ها می توانستند از این زاویه به بحث بپردازند که این ماجرا در کل دنیا هست؛ پس به جای این که اصل قضیه را زیر سوال ببرید و حتی سرکوبش کنید؛ مشکلات این کار را بررسی کنید.

پوشش برایم خیلی مهم است

یکی دیگر از مباحثی که در مقوله زیبایی می گنجد، پوشش است. من هم از آن جایی که به واسطه کارم به مکان های مختلف رسمی یا غیررسمی زیادی می روم ناچارم اهمیت بیشتری به پوشش ام بدهم. الان پوشش مقوله مهمی است و برای همین صنعت مد و فشن در سراسر جهان، درآمد زایی های کلانی دارد. به همین دلیل حدود یک سال است که یکی از دوستانم (بهار اربابی) برایم طراحیلباس می کند. خودم هم به پوشش و مد علاقه مندم و از آن دست بازیگرانی نیستم که حتما باید هنری لباس بپوشم ای پوشش برایم اهمیت نداشته باشد. شاید ضعف من باشد ولی برایم مهم است که چه چیزی می پوشم. به خصوص در مورد خرید کیف و کفش (می خندد). کیف و کفش را خودم می خرم و خانم اربابی براساس آنها برایم مانتو طراحی می کند. خیلی هم اهل خرید برندهای متفاوت هستم.

نمی خواهم ناتوان شوم

من فکر می کنم پیری یکی از اتفاقات ناگزیر زندگی است و یک جور تکامل محسوب می شود. برای همین چندان از این دوره از زندگی نمی ترسم. ولی هیچ وقت ناتوانی را دوست ندارم. از زمانی که پیر می شویم و هیچ کاری از عهده مان بر نمی آید واقعا می ترسم. همیشه یکی از آرزوهایم این است که این روزها را تجربه نکنم. شاید این کمی خودخواهی است ولی ناتوانی را دوست ندارم. آدم ها کهنسالی در دنیا داریم که بسیار باانگیزه هستند و در سنین بالا کارهایی می کنند که خیلی از جوان ها انجام نمی دهند. مثل کوهنوردی و ورزش های خیلی سنگین. من هم دوست دارم مانند آنها باشم.

شهرت، شمشیر دولبه است

قطعا مقوله پیری برای یک بازیگر با دیگر مردم متفاوت است. در دنیای بازیگری و شهرت، بحث سن جایگاه ویژه ای دارد. به همین دلیل در تمام دنیا برای این افراد بحثی با عنوان روان شناسی برای زمان بازنشستگی بعد از دوران شهرت مطرح است چرا که بازنشستگی، بسیاری از بازیگران دنیا را به خودکشی، انزوا و اعتیاد کشانده است.

فکر می کنم یکی از چیزهایی که می تواند ما را از این آینده ناراحت کننده دور کند، این است که روح و ذهن مان را پرورش دهیم تا بزرگ شود. با این روش از پیری و عواقب آن کمتر آزار خواهیم دید. چون می دانیم ما تجربه ای در اختیار داریم که جوان ها ندارند. چیزی داریم که عمری را برای یادگیری آن سپری کردیم و می توانیم آن را به دیگران بیاموزیم. همچنین باید بدانیم که شهرت یک شمشیر دولبه است، پس نباید چندان به آن مغرور شد.


از جراحی بینی ام پشیمان نیستم

من سال 86 جراحی زیبایی بینی انجام دادم و قبل از آن هم 11 فیلم بازی کرده بودم. اما یکی از دلایلی که بینی ام را جراحی کردم این بود که خودم از نیمرخ ام خوشم نمی آمد و با چهره ام خوشحال نبودم. حالا این بحث سلیقه ای است، چون برخی معتقدند شکل بینی قبلی ام بهتر بود. البته تغییر محسوسی هم نداشتم چون به پزشکم تاکید کردم که نمی خواهم بینی ام غیرطبیعی شود. ولی برآمدگی استخوانی که روی بینی ام داشتم را دوستش نداشتم. به هر حال ما بازیگر هستیم و اگر چهره مان مصنوعی شود، خیلی از نقش ها را از دست می دهیم. در نهایت به هیچ عنوان از این که بینی ام را جراحی کردم پشیمان نیستم. اما بعد از آن عمل جراحی، حاشیه های زیادی برایم به وجود آمده.

به خصوص بعد از فیلم «پرتقال خونی» موجی مغرضانه به راه افتاد. در صورتی که من قبل از «پرتقال خونی» فیلم های متعددی با بینی خودم بازی کرده بودم ولی بعد از اکران این فیلم که به عنوان سرمایه گذار هم در آن حضور داشتم، هجمه ای مغرضانه ایجاد شد که این بازیگر کل چهره اش را عمل کرده و... این اتفاقات خیلی برایم ناراحت کننده بود